منوی سایت

 

 

سخن ديگران

   

گالري آثار هنري

 

 

ورود به سایت

 
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

نرم‌افــزار

 

 
دعوتنامه
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله ولا نشرك به شيأ ولا يتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون ‹ سوره آل عمران آيه 64›.

خداوند در هر مقطع و عصري به مقتضيات زمان‌، پيامبراني را مبعوث نمود تا بشر را متوجه سه موضوع نمايند. اول: آن كه خالق جهان و جهانيان رابشناسانند و مردم را به خالق يكتا و بي مثل و مانندي كه همه موجودات را به علم واختيار و قدرت خويش خلق نموده توجه دهند، و آنان را از هر گونه اشكال و صور شرك و انبازسازي و كفر برهانند. (توحيد و يكتا پرستي) دوم آنكه خبر از روز جزا و حسابرسي داده، تا مردمان بدانند كه هر كرداري داراي پاداشي است و حساب هر عملي، حتي به قدر ذره اي در پيشگاه الهي ثبت و ضبط است، تا روزي كه همگي در مقابل ميزان الهي محشور گردند. (آخرت ورستاخيز جسماني) و سوم آن كه مردم را تشويق و ترغيب در انجام عمل نيك و صالح، نوع دوستي و برادري، صلح و امنيت اجتماعي و ... نموده و از دشمنيها و عداوتها، حق كشي و بي عدالتيها، تجاوز و بي حرمتيها، قتل و غارتها و ... بر حذر دارند. 1



چنانچه تاريخ انبياء و موقعيتهاي زماني و مكاني بعثت آنان، بخصوص انبياء اولواالعزم را به دقت و به دور از ذهنيتهاي از پيش القاء شده مطالعه كنيم، خواهيم ديد كه هرگاه اين سه اصل در ميان قوم يا ملتي بي رنگ شده، خداوند پيامبري را به جانب آنها فرستاده است تا آنكه، مردم خفته و غافل را كه خالق خود را فراموش كرده و اشياء و اشخاص حقيقي يا حقوقي را به خدائي گرفته يا واسطه‌اي بين خود و خداي خود اختيار نموده‌اند؛ و نيز از عاقبت اعمال خويش غافل شده و روز جزا را از ياد برده، يا اگرهم فراموش نكرده‌ا ‌ند، آن را به عنوان افسانه و اوهام پيشينيان خود مي‌انگاشته و حدوث چنين واقعه‌أي را به دور از تصورات عقلي و علمي مي‌پنداشتند؛ و يا آن كه از انسانيت، نيك انديشي و نيك كرداري فرسنگها فاصله گرفته و تازه به زشتيهاي خود به هزار و يك دليل و برهان خود ساخته، مهر صحت و درستي مي زدند را به خود آورده و به يكتا پرستي و توحيد دعوت نمايند؛ قيامت را يادآور شوند و با بيان قوانين الهي ، انسانيت انسان را احياء كرده، بذر فلاح و رستگاري، آرامش و امنيت دنيوي و اخروي را بين مردم بيفشانند. نوح، ابراهيم، صالح،هود، لوط، يونس، موسي، عيسي، محمد و ديگر انبياء ‹صلوة الله عليهم اجمعين› تماماً رسالتشان بر اين سه محور استوار بوده. آنان دكان ساز و مبلغ خود نبودند؛ در پي كسب شهرت و قدرت، انحصارطلبي و مال اندوزي نبودند‌؛ بلكه آنان تنها رساننده‌ي پيام الهي و بيان كننده‌ي قوانين و حدود و در مجموع بيان كننده‌ي آن سه اصل به اشكال و طرق و زبانهاي مختلف به سوي مردمان بودند2 كه نه تنها به سوي مردمان عصر خود بلكه براي آيندگان در تمامي قرون و اعصار.

 

اما باز هم؛ باز هم جمعي غفلت زده، دنيا پرست و انحصار طلب با گذشت زمان، پشت پا به قوانين الهي زدند و چون دستورات ذلال انبياء را سد راه خود مي ديدند، دست به تأويل و تفسيرهاي رندانه و مغرضانه زده، و با كم و زياد كردن قوانين و احكام الهي؛ وخرافه پردازيهاي زيركانه، مردم را از اين سه اصل منحرف نمودند؛ وديني كه رشد و تعالي و آرامش و رهايي از زير يوغ طاغوتها را براي بشر به ارمغان آورده بود، تبديل به غل و زنجيرهاي استحمار واستبداد واستثماريي به گردن و دست و پاي بشر ساده دل و جاهل نمودند3، و بدين وسيله سر مردم را به خاك بازي، به خون بازي، فرقه سازي، دسته بندي، به جنگهاي زرگري، به بحثهاي بيخودي، به فكرها و علمهاي پوك وپوچ، به عشقها و كينه‌هاي بي ثمر، به گريه‌ها و ندبه‌هاي بي اثر، به دشمنهاي واهي، به وعده‌هاي الكي بند كردند و كار بدانجا رسيد كه داخل برادران جنگ هفتاد و دو ملت بر پا شد.

 هر ملتي آن سه اصل را رها كرد و رفت به سراغ قصه‌هاي مرده، خرابه‌هاي كهنه، استخوانهاي پوسيده. توحيد در كتابها مرد، به شكل كلمات و شرك در جامعه جان گرفت به شكل طبقات و دين فرقه فرقه شد و امتها قوم قوم. موسويت، رفورميست، مذهبيون، صهيونيسم، اشكنازي، سپارادي، كاتوليك، ارتدكس، گرگوري، پرتستان، شيعه، سني، امامي، حنبلي، اسماعيلي، شافعي، زيدي، مالكي،… و هر يك ديگري را ملحد و مشرك دانست و خود را موحد و مؤمن، و هر كدام براي اثبات حقانيت خود، داستانها ساختند و كرامتها تراشيدند و حكمها صادر نمودند وحماسه‌ها ذكر كردند و بدعتها بنا نهادند و كتابها نگاشتند و آنها را با واسطه يا بدون واسطه به خدا نسبت دادند4. مردمان قطعه قطعه شدند و هر قطعه لقمه‌اي چرب، نرم، راحت الحلقوم براي فرعونها و نمرودها. فرعونها و نمرودهايي كه اگر چه ديگر اسمشان فرعون ونمرود نبود، اما رسمشان فرعوني و نمرودي بود.

 

اكنون در عصري به سر ميبريم كه باز هم يكتا پرستي جايش را به اشكال مختلف شرك و كفر داده است؛ به گونه‌أي كه چنان در روح و جسممان رخنه كرده كه همچون اقوام معاصر انبياء، ذره‌أي شك در صحتش نداريم و آن را عين فلاح و رستگاري و يكتا پرستي مي‌انگاريم. از عكس العمل كردارمان غافل شده‌ايم و رستاخيز را جزء داستانهايي كه براي كودكان نقل مي كنند تا از شيطنتشان جلو گيري نمايند ميپنداريم. برادري و دوستي، صداقت و راستگويي، امانت داري و حفظ حرمتها، نيك انديشي و نوع دوستي، شفقت و همياري، صلح وصفا صميميت، ايثار و از خود گذشتگي، غم خواري و دستگيري هم نوع،افتادگي و جوانمردي، و.. در ميان جوامع كم رنگ شده و جايش را به دشمني و عداوت، كذب و دروغ گويي، خيانت و تجاوز، دورويي و حيله گري، ظاهر نمايي و بي حرمتي، بد انديشي و تبهكاري، جنگ و غارت و خون ريزي، سركشي و ناجوانمردي، ضعيف كشي و استثمار، و… سپرده است و ميرود بار ديگر همچون اقوام وملتهاي پيشين خويش را به دست خود به پرتگاه هلاكت برساند.

امروز بيشتر از ديروز كمبود معارف زلال الهي را احساس مي كنيم.

پس بياييم؛ تمامي حرفها و خرافات و بدعتهاي ساختگي، بحثهاي پوچ و بي ثمر، اختلافات بي بنيان و اساس، و دسته بنديها و فرقه سازيها را به دور بريزيم و همگي به ريسمان الهي چنگ بزنيم.

به ده فرمان موسي، به نصايح روح بخش عيسي، به قرآن هميشه جاودان و انسان ساز محمد و در واقع به دين حنيف ابراهيم خليل الله.

 

بياييم جز خداي يكتا كه خالق جهان و جهانيان است كسي را نپرستيم و جز او كسي ديگر را به كمك و ياري نگيريم و بين خود و خدا هيچ كس و هيچ چيز را حايل قرار ندهيم.

 

بياييم تسليم فرامينش باشيم و به دستوراتش گردن نهيمبياييم به عاقبت اعمالمان بيانديشيم و اطمينان داشته باشيم كه كوچكترين كردارمان ثبت وضبط ميگردد و داراي ثواب وعقابي مي باشد و بر زندگي دنيوي و اخرويمان بي تأثير نيست.

 

بياييم از زشتيها و زشت كاريها رو بگردانيم و خود را به انسانيت حقيقي بياراييم. خداوند آخرين پيامبرش را هزار و چهار صد و اندي سال قبل فرستاد و ديگر پيامبري نخواهد آمد، پس بايد خودمان با استعانت از انوار الهي، به دور از اوهام و خيالات و آلودگيهاي فرقه‌أي براي فلاح و رستگاري خود، جامعه و دنيايمان قيام كنيم و به مبارزه برخيزيم.

 

الراجی، عبدالحمید معصومی تهرانی

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون. بقره-62 و مائده-69 شرع لكم من الدين ما وصي به نوحا و الذي اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي ان لاقيموا الدين و لا تتفرقوا فيه . شوري-13

2-ما كان لبشر ان يؤتيه الله الكتاب و الحكم و النبوه ثم يقول للناس كونوا عباداً لي من دون الله و لكن كونوا ربانيين بما كنتم تعلمون الكتاب و بما كنتم تدرسون. آل عمران-79 و ما نرسل المرسلين الا مبشرين و منذرين... . انعام-48و كهف-56

3- فتقطعوا امرهم بينهم زبرا كل حزب بما لديهم فرحون. مؤمنون-53

4- فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا، فويل لهم مما كتبت ايديهم و ويل لهم ممايكسبون. بقره-76



کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387 توسط admin

 


مرتبط با موضوع :

 وضعیت دگرمذهبان ایرانی  [شنبه، 20 آذر ماه ، 1395]
 برابري ديني  [دوشنبه، 26 مهر ماه ، 1395]
 تأملی بر غقلت‌هايمان  [يكشنبه، 8 آذر ماه ، 1394]
 چرا داعش تا ديروز محارب نبود؟؟  [يكشنبه، 19 بهمن ماه ، 1393]
 ماحصل تقدس‌گرایی؛ انسداد فکری و تروریزم م  [پنجشنبه، 15 آبان ماه ، 1393]
 حقوق زن از دیدگاه قرآن  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]
 عصمت چيست و معصوم كيست؟  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]
 بحثي اجمالي در خصوص معراج پيامبر اسلام(ص)  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]
 مبحثي پيرامون صلوات بر پيامبر(ص) و آل او  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]
 یهودستیزی  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]

با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .

امتیاز دهی به مطلب

 
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

اشتراک گذاري مطلب

 

 

انتخاب ها

 
 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 

 

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

 

mashhadteam.ir