منوی سایت

 

 

سخن ديگران

   

گالري آثار هنري

 

 

ورود به سایت

 
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

نرم‌افــزار

 

 
بحثي اجمالي در خصوص معراج پيامبر اسلام(ص)
 

يكي از عقايد اسلامي موضوع معراج پيامبر اكرم(ص) است. مسلمانان عموما بر اين عقيده هستند كه پيامبر اسلام(ص) در يكي از شبها بعد از آنكه به مسجد الاقصي، به اراده‌ي الهي برده شده، به آسمان عروج كرده و طبقات مختلف آنجا را ديده و شاهد بهشت و جهنم بوده و در برخي روايات، پيامبر(ص) به حدي بالا رفته كه با محل استقرار خداوند تنها به اندازه‌ي 2 قوس كمان فاصله داشته بگونه‌أي كه صداي قلم خداوند را شنيده است!!.

روايتها در خصوص معراج مختلف و متفاوت است. اهل تسنن به شكلي آن را ذكر مي‌كنند و شيعيان به گونه‌أي ديگر. اما آنچه كه در ميان هر دو گروه مشترك است نوعي مبالغه‌گري و اغراق‌گويي است. زيرا موضوع معراج پيامبر اسلام(ص) به دو دليل كذب محض است. يكي خود قرآن و ديگري عقل. البته اعراب حجازي به دليل آنكه خود به زبان عربي فصيح تكلم مي‌كنند ديدگاهشان نسبت به مسئله‌ي معراج متفاوت است.

در زبان عربي برخي كلمات ضمن آنكه داراي معني‌ي ضاهري هستند، معاني‌ي مجازي نيز دارند و بعضي از كلمات صرفا داراي معني مجازي هستند كه تنها در رابطه با توصيف امور معنوي از آنها استفاده مي‌شود و استعمال روزمره ندارند.



كلمه معراج و عروج از جمله كلمات مجازي است و بعنوان اصطلاح كاربرد دارد كه تنها بيان كننده‌ي حالت معنوي مي‌باشد.

«عروج» در لغت به معني «بالا رفتن و پر كشيدن به آسمان و ملكوت است». اما هيچ عربي از اين كلمه استفاده‌ي روزمره نمي‌كند چون اصطلاحي خاص است و مفهوم جمله را تغيير مي‌دهد. مثلا هيچ عربي از لفظ «عروج» براي پرواز هواپيما يا موشك يا هر چيز پرنده‌أي كه به آسمان برود يا بالا رفتن از جايي استفاده نمي‌كند، بلكه از لفظ «صعود» استفاده مي‌كند. «صعود» به همان معني «عروج» است اما كلمه‌أي است با معني ضاهري كه مفهوم را مي‌رساند. از اين رو اعراب حجازي كه زبانشان عربي فصيح است از مسئله‌ي معراج برداشت ديگري دارند. ولي چون ما زبانمان فارسي است اطلاعي از اين قواعد نداريم. چنانچه مي‌بينيم بعضا براي كشته شدگان چنگ، جمله‌ي «عروج ملكوتي فلاني» را مي‌نويسند، كه اشتباه مي‌باشد. زيرا عروج خود به معناي بالا رفتن به ملكوت و پر كشيدن به ملكوت الهي است. از اين رو اضافه كردن ملكوتي غلط است.

اما گذشته از اينكه كلمه‌ي معراج و عروج، اصطلاحي است كه بيان كننده‌ي حالت معنوي است، در خود قرآن هيچ سخني در مورد معراج پيامبر اسلام(ص) به ميان نيامده و ممكن است اساسا مسلمانان قرن اول هجري به جهت معاشرت با مسيحيان ساكن شامات اين داستان را ساخته و رواياتي نيز براي آن درست كرده باشند؛ بدان منظور كه چون حضرت عيسي(ص) به ملكوت آسمان رفت، مسلمانان نيز خواستند كه پيامبرشان را به آسمان بفرستند.

اگر كسي كمترين شناختي نسبت به فرهنگ و اجتماع و اصول اسلام داشته باشد، درخواهد يافت كه ممكن نبوده پيامبر اسلام(ص) ادعاي معراج نمايد زيرا مضحكه دست مردم دوران خود مي‌گرديد، زيرا اولا، مردم معاصر پيامبر(ص) آن ديدي را كه امروزه مسلمانان نسبت پيامبر(ص) دارند نداشتند چون با او معاشرت داشتند و دوما، آيات قرآن را مي‌خواندند و چون عرب زبان بودند مي‌فهميدند كه معراج چه مفهومي دارد و سوما، معراج تنها خاص عيسي مسيح(ص) بوده و پيامبر(ص)؛ چنانچه خواهد آمد، نمي‌توانست به معراج برود. اما ساختن داستان عروج پيامبر(ص) بعد از وفات او براي دوستداران افراطي‌اش قابل پذيرشتر مي‌نمود. چنانچه در همين عصر حاضر نيز شاهد چنين ادعاهايي هستيم كه غالبا بعد از فوت افرادي مشخص، كرامات مختلفي را برايشان ذكر مي‌كنند، در صورتي كه در زمان حياتشان كسي چيزي كه نشان دهنده‌ي كرامتي باشد از آن افراد نديده است. البته باب كرامت تراشي از عقايد شيعي است كه اصولا نيز صاحبان كرامت، زنده نيستند (در خصوص كرامت نيز مطلبي را عرض خواهم كرد) اما اهل سنت اكثرا به كرامت تراشي عقيده ندارند بجز عده‌أي قليل.

قدر مسلم آن است كه داستان معراج پيامبر اسلام(ص) در زماني ساخته و پرداخته شده كه چيزي به عنوان شيعه و سني در ميان نبود، از اين رو است كه عرض كردم ممكن است مسلمانان قرن اول هجري آن را از مسيحيان استنساخ كرده باشند. در هر صورت اين مسئله ريشه در هر چيزي داشته باشد، يقينا داستاني خيالي است و قرآن نيز به آن اشاره‌أي نكرده است. هر چند معتقدين به معراج سعي كرده‌اند با استفاده از برخي آيات، قرآن را نيز با داستان‌سراييهاي خود همراه كنند، اما با نگاهي گذرا به آن آيات، متوجه خواهيم شد كه آيات مربوطه هيچ ارتباطي به موضوع معراج ندارند.

نگاهي به آيات مورد ادعاي معراج

اولين آيه، آيه‌ي ابتدايي سوره اسراء يا بني‌اسرائيل است. آيه چنين مي‌فرمايد:«سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجد الحرام الي المسجد الاقصي الذي باركنا حوله لنريه آياتنا انه هو السميع البصير» يعني:«دانم پاك بودن آنكه برد در يك شب بنده‌اش را از مسجد الحرام به مسجد الاقصي كه بركت داديم پيرامونش را تا بنمايانيم به او نشانهايمان را. به درستي كه اوست [خدا] شنواي بينا». در اين آيه كه ذكري از معراج نشده بلكه مي‌گويد، خدا در يك شبي، پيامبرش را از مسجد الحرام به مسجد الاقصي سير داد تا به او نشانه‌هايي از خود در آن محل را كه به گفته‌ي قرآن، محل مباركي است نشان دهد. سخني هم از به آسمان رفتن نگفته.

در شان نزول اين آيه چنين مي‌گويند كه: پيامبر اسلام(ص) در سال آخر قبل از هجرت، بسيار غمگين و آزورده خاطر بود، زيرا براي انقياد مشركين مكه هر چه بيشتر تلاش مي‌كرد، كمتر به نتيجه مي‌رسيد. از طرفي آزار و اذيت مشركين مكه نسبت به كساني كه به اسلام گرويده بودند زيادتر شده بود و خود پيامبر(ص) نيز چون از قبيله‌ي خود طرد شد و با حق جار در مكه حضور داشت، داراي امنيت جاني نبود و ممكن بود هرآن او را به قتل برسانند. اين مسايل فكر پيامبر(ص) را شديدا به خود مشغول كرده بود و شايد در دل خود مايوس گرديده بود. از اين رو خداوند پيامبر(ص) را به بيت المقدس كه عموم انبياء الهي در آن مكان زيست كرده بودند برد تا به او نشان دهد كه پيش از او نيز پيامبران با چنين دوران سختي روبرو بوده‌اند. از اين رو پيامبر(ص) را به آن مكان مقدس برد و آيه‌ي مذكور مبين آن واقعه است. اكثر مسلمانان در مورد اين سفر شبانه متفق‌القول‌اند ولي در شكل انجام آن مختلف النظر. برخي معتقداند كه پيامبر روحش به آن محل برده شده، مانند خواب ديدن و برخي كه عموما شيعه هستند معتقدند كه پيامبر با جسمش به آن سفر رفته است.

در هر صورت پيامبر اسلام(ص) چه با جسمش چه با روحش به آن سفر رفته باشد منظور نظر ما نيست، هر چند از ظاهر آيه چنين برداشت مي‌شود كه اين سفر جسماني بوده نه روحاني. اما آنچه كه مهم است اين مطلب مي‌باشد كه در اين آيه حرفي از به آسمان رفتن او نزده است و تنها گفته كه پيامبر در يك شبي از مكه به بيت المقدس برده شده. اگر از آنجا به آسمان رفته بود جا داشت كه خداوند بگويد. اما نگفته چون چنين اتفاقي نيفتاده بود.

قايلين به معراج، مي‌گويند كه: بله در اين آيه از عروج پيامبر(ص) سخني به ميان نيامده، ولي در آيه‌أي ديگر به آن اشاره كرده است و آن آيات 1 تا 18 سوره نجم مي‌باشد و در اين آيات اذعان مي‌كند كه پيامبر(ص) عروج كرده و تا حدي بالا رفته كه به اندازه‌ي 2 قوس كمان با محل استقرار خداوند فاصله داشته است!.

اگر به آن آيات مورد بحث توجه كنيم متوجه خواهيم شد كه آيات مذكور هيچ ربطي به معراج ندارد.

آن آيات نزول ملك وحي بر پيامبر(ص) را ذكر مي‌كند و بحث در نزول است نه عروج.

اين آيات روي سخنش با منتقدين پيامبر(ص) است كه او را متهم به جنون و سرهم بندي جملات مي‌كردند. مي‌فرمايد كه پيامبر(ص) از روي هوي و هوس سخن نمي‌گويد و آياتي را كه قرائت مي‌كند وحي است كه توسط ملكي به او آموخته مي‌شود و پيامبر(ص) او را ديده، زماني كه در بالاي افق ايستاده بود و سپس به پيامبر نزديك شده به حدي كه به فاصله‌ي 2 قوس كمان با او فاصله داشته است و به پيامبر وحي كرده است. در اين آيات متاسفانه آنگونه كه بعضي سعي دارند با هزار و يك برهان خود ساخته به معراج نسبت دهند، هيچ ارتباطي به عروج ندارد بلكه خيلي واضح سخن از فرود مي‌زند. ضمن اينكه از نظر قرآن خداوند محيط است و از رگ گردن نيز به انسان نزديكتر مي‌باشد. مگر خداوند از پيامبرش دور بوده تا فقط يك بار به او آن هم به فاصله‌ي 2 قوس كمان نزديك شود؟!!!.

معراج از نظر فرهنگ قرآن مردود است.

مسئله‌ي معراج پيامبر اسلام(ص) از نظر قرآن از 2 جهت مردود است. اول آنكه معراج تنها براي حضرت عيسي(ص) اتفاق افتاده و اين يك امتياز خاصي است كه قرآن تنها براي عيسي مسيح(ص) برشمرده است. چنانچه پيامبر اسلام(ص) نيز به معراج رفته باشد ديگر امتيازي نيست و اعتبار خاصي ندارد. از اين رو است كه مي‌بينيم ابن عربي نيز كه يكي از بنيان‌گذاران عرفان اسلامي است ادعاي به معراج رفتن مي‌كند، آن هم نه يك بار بلكه هفت بار!! زيرا با طرح معراج پيامبر اكرم(ص) خصوصيت آن از بين رفته است. دوم، كسي كه عروج مي‌كند ديگر قادر به بازگشت نيست تا بار ديگر بتواند در ميان مردم بگردد و جسما در ديد همگان ظاهر شود، چنانكه عيسي(ص) پس از عروج ديگر به گونه‌ي گذشته كه در ميان مردم ظاهر مي‌شد و همگان مي‌توانستند او را مشاهده كنند، باز نگشت. بنابراين اگر پيامبر اسلام(ص) به معراج مي‌رقت ممكن نبود كه بتواند باز گردد.

علم و منطق و عقل معراج را نمي‌پذيرد.

مسئله‌ي معراج يكي از مواردي است كه عقل و علم آن را نمي‌پذيرد. در عصر حاضر كه بشر به فضا دست رسي پيدا كرده و قادر به مشاهده‌ي فواصل طولاني در فضا مي‌باشد، ادعاي عروج، ادعايي غير علمي است. در گذشته مردم فكر مي‌كردند كه آسمان مانند يك سقف است و خدا نيز بر بالاي آن نشسته است. اين تفكر كه برگرفته از فلسفه‌ي يوناني بوده در گذشته رواج بسيار داشته. چنانچه در برخي از آيات قرآن نيز چنين تفكراتي را مشاهده مي‌كنيم، مانند آنكه زمين را مسطح، كوه‌ها را ميخهايي براي نگهداري زمين و آسمان را مانند طوماري معرفي مي‌كند. اين تعابير برگرفته از فلسفه‌ي يوناني است1. اما اكنون بشر با استعانت از تجربه‌هاي علمي به نادرستي آن انديشه پي برده است و توانسته به فضاي لايتناهي چشم بدوزد. اگر پيامبر(ص) به آسمان رفته، اين سوال پيش مي‌آيد كه به كجا رفته است؟ برخي از علماء مي‌گويند كه اين فضايي كه بشر مي‌بيند تنها آسمان اول است! بنابراين اگر پيامبر(ص) با سرعتي چند برابر سرعت نور نيز حركت مي‌كرد ممكن بود تازه اكنون از آسمان اول عبور كند! چگونه ممكن است كه چنين فاصله‌أي را تنها در چند ساعت سير كرده باشد؟!. البته خداوند قادر است و چنانچه بخواهد مي‌تواند چنين كاري را انجام دهد، اما اشكال اينجاست كه ملكوت خداوند در منتهااليه فضا نيست تا خداوند به چنين كاري دست بزند. ملكوت خداوند در دوردست نيست بسيار نزديك است اما عروج به ملكوت مستلزم تغيير ماهيت دادن است، به اين صورت كه بايد روحاني عروج كرد و اگر قرار باشد جسما كسي عروج كند مي‌بايست به نوعي در ملكوت ممزوج شود، بگونه‌أي كه عيسي(ص) عروج كرد. از اين روست كه اگر پيامبر اسلام(ص) جسما عروج كرده بود، نمي‌توانست باز گردد و اگر روحا عروج كرده امتياز خاصي براي پيامبر(ص) نيست.

در هر صورت معراج پيامبر اسلام(ص) داستاني تخيلي است و قرآن نيز به آن اشاره‌أي نكرده و غالب احاديثي كه در اين باب وارد شده ساختگي است و با فرهنگ قرآن در تضاد شديد مي‌باشد.

 



کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387 توسط admin

 


مرتبط با موضوع :

 وضعیت دگرمذهبان ایرانی  [شنبه، 20 آذر ماه ، 1395]
 برابري ديني  [دوشنبه، 26 مهر ماه ، 1395]
 تأملی بر غقلت‌هايمان  [يكشنبه، 8 آذر ماه ، 1394]
 چرا داعش تا ديروز محارب نبود؟؟  [يكشنبه، 19 بهمن ماه ، 1393]
 ماحصل تقدس‌گرایی؛ انسداد فکری و تروریزم م  [پنجشنبه، 15 آبان ماه ، 1393]
 مبحثي پيرامون صلوات بر پيامبر(ص) و آل او  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]
 یهودستیزی  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]
 سخنی با تهدید کنندگان  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]
 نامه سرگشاده به وزیر اطلاعات  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]
 «هديه‌أي از سوي ملت ايران به ملت و دولت  [جمعه، 31 خرداد ماه ، 1387]

با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .

امتیاز دهی به مطلب

 
امتیاز متوسط : 3.66
تعداد آراء: 6


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

اشتراک گذاري مطلب

 

 

انتخاب ها

 
 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 

 

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

 

mashhadteam.ir