منوی سایت

 

 

سخن ديگران

   

گالري آثار هنري

 

 

ورود به سایت

 
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

نرم‌افــزار

 

 
سخن ديگران: بازخوانی پوشش زنان
 
بازخوانی پوشش زنان، «نگاه»، و جداسازی اماکن عمومی در آیات قرآن (1)
 
آرش سلیم
 
شهریور 1390
 
 
ابهام یا درک نادرست موارد قرآنی زیر موجب وضع قوانین و مقررات موسوم به حجاب در ایران شده است. همچنین تلاش برای جداسازی مردان و زنان در اماکن عمومی و تنظیم دولتی نحوه تعامل مرد و زن، ریشه در روش نادرست بررسی مفهوم «لباس» و ابهام و یا درک نادرست برخی از موارد زیر دارد:
 
برداشت حاکم از آیات قرآن درباره نحوه و مقدار پوشاندن بدن زنان، بر مبنای شکل فرضی جامه مرسوم مخاطبان اصلی قرآن در عصر بعثت می باشد، نه بررسی دلیل و مفهوم پوشش و «لباس» در قرآن. از میان جامه ها، «جلباب» و «خمار» توسط مفسرین مبنا قرار گرفته و با فرض شکل «چادر» و «مقنعه» امروزی، «حجاب» مورد نظر خود را تعریف کرده اند. بعضی ها حتی «جلباب» و «خمار» را یکی فرض کرده و در ترجمه های قرآن برای هر دو، واژه «چادر» را انتخاب کرده اند.کار را تا آن جا رسانیده اند که در برخی از ترجمه های قرآن، «ثیاب/ثوب» را نیز «چادر» ترجمه کرده اند! یعنی با این حساب باید گفت مردها و منجمله خود پیامبر هم «چادر» می پوشیده اند!
 
نوع کاری که «ثوب»، «خمار»، و «جلباب»، انجام می داده اند متفاوت بوده است. در این میان «حجاب» اصلا «لباس» یا جامه نیست که بخواهد کارکرد پوشش داشته باشد. «حجاب» حائل است بین دو فضا یا مکان که ممکن است مجازی (استعاره) هم باشد، نه پوشاندن و یا در پرده قراردادن اندام بدن.
 
برای لباس اصلی که کارکرد روزمره داشته و برای پوشاندن بدن استفاده می شده، برای مرد و زن از واژه «ثوب» با جمع «ثیاب» استفاده می شده است. «خمار» و «جلباب» جامه کمکی و یا جانبی- تزینی بوده اند.
 
قرآن هیچ نوع جامه جدیدی به عنوان وسیله پوشش معرفی و توصیه نکرده است. آموزه های قرآن استفاده بهینه از جامه رایج بوده است برای بهبود وضعیت پوشش بدن آن ها.
 
معنی واژه «زینت»، زیورآلات نیست اگر چه زیورآلات برای «تزیین» استفاده می شود. «زینت»، زیبایی و جلوه و جاذبه است که می تواند طبیعی باشد یا با تزیین کردن حاصل گردد. مثلا جلوه ستارگان، زینت آسمان است. اما ستارگان خود زینت به معنی زیور نیستند!
 
«حفظ فروج» در قرآن، دقت و مواظبت در کنار نرفتن سهوی پوشش اصلی (ثوب) به منظور نمایان نشدن فروج مردان و زنان در اماکن و معابر عمومی بوده است. مفهوم آن اجتناب از زنا  و فحشا نیست.
 
 بین آیاتی که برای داخل منزل و خارج منزل آمده است فرقی گذاشته نشده است. آیات 58 و 59 و 60 سوره نور برای رفتار در منزل است و موضوع اصلی آن جدا بودن فضای خلوت والدین از فضای عمومی منزل در رابطه با فرزندان و خدمتکاران خانه است. در این رابطه به پوشش زنان سالخورده در منزل نیز پرداخته شده است.
 


تلاش این مقاله توضیح موارد بالا با آیات قرآن برای بررسی سه موضوع از دید قرآن و شارع می باشد: 1) نحوه پوشش زنان، 2) نگاه کردن مرد و زن به یکدیگر، و 3) جداسازی مرد و زن در اماکن و معابر عمومی. برای این هدف آیات نور:30 و نور:31 ، نور: 58 و 59 و 60، احزاب:59،  و احزاب: 53  که آیات اصلی استنادی مفسرین می باشد؛ در رابطه با سایر آیات قرآن تحلیل و بررسی شده است.
 
در این مقاله که در سه بخش عرضه خواهد شد، به مقولات، مفاهیم،  و واژه هایی شامل موارد زیر پرداخته خواهد شد:
 «لباس»، «لبس» ،«غشی»،  «غض بصر»، «حفظ فروج»، « سَوْءَة /سَوْءَات»، «عوره»، «زنا و فحشا»، «زینت»، «زیّن»، «حلو» «تبرج»، «ریش» «ثیاب»، «دانی»، «دانیه»، «خمار»، «جلباب»، «سَربال»، «حجاب»!
 
در بخش نخست (نوشتار حاضر) چکیده ای از بحث و مغز استدلال ارائه می شود. در بخش های بعدی آیات اصلی در رابطه با سایر آیات مربوطه مورد بررسی تفصیلی قرار خواهند گرفت.
 
سه مورد در این بحث تعیین کننده است و نقش کلیدی دارد:
 
1)      در آیه نور:31  «زینت» جواهرآلات نیست.
2)      به «لباس» اصلی «ثوب» گفته می شده است نه «جلباب».
3)      آموزه «حفظ فروج»، توصیه به مراقبت و مواظب بودن برای نمایان نشدن سهوی فروج بوده است. هیچ کدام از آیات حفظ فروج درباره اجتناب از زنا و فحشا نیست. آیات زنا و فحشا در دسته بندی دیگری هستند که درباره آن بحث خواهد شد.
 
فقها و مفسرین نیز مورد آیات نور:30 و 31 را، که از آیات اصلی مورد استناد آن ها در بحث «حجاب» و «نگاه» است، همین مراقبت در آشکار نشدن فروج می دانند. اما اثبات این که تمام آیات حفظ فروج چنین است؛ برهان محکمی خواهد بود در تایید سایر دلایل در اثبات مدعای این نوشتار.  خلاصه و ساده، موضوع حفظ فروج چنین در استدلال کمک می کند: «لباس» رایج آن ها که «ثوب» نامیده می شده،  اگرچه فروج آن ها را می پوشانیده، اما برای نمایان نشدن سهوی عورت آن ها در معابر و اماکن عمومی به هنگام نشست و برخاست کافی نبوده است. تا جایی که قرآن چند بار حفظ  فروج به معنای مراقبت از نمایان نشدن فروج را به ایمان آوردگان سفارش کرده است. و این هم به مردان و هم به زنان توصیه شده است. بنابراین در جایی که استاندارد لباس رایج آن ها در چنین سطحی از نیمه برهنگی بوده و شارع هم لباس جدیدی به آن ها معرفی نکرده است؛  چطور می توان بیرون افتادن مو از جلوی روسری را در عصر ما گناه و جرم دانست؟ دو موردی که شارع استفاده بهتر از جامه رایج را به آن ها توصیه کرده، یکی  استفاده از خمار برای پوشاندن گریبان (سینه های زنان) است. این خود می رساند که جامه آن ها نه تنها پایین تنه را خوب پوشش نمی داده که در پوشاندن بالا تنه هم وضع مطلوبی نداشته است. توصیه دوم استفاده از جلباب است برای تمایز و شناخته شدن در معابر عمومی. دلیل این مورد پوشاندن بدن نبوده است. بلکه علت نزول این آیه مورد آزار قرار گرفتن زنان پیامبر در معابر عمومی بوده است. البته آیه عمومی تر نازل می شود و علاوه بر زنان پیامبر، دختران و زنان مومنان را نیز مورد خطاب قرار می دهد. در این باره توضیحات مشروحی در مقاله خواهد آمد.
 
اگر به مساله  از منظر «روش» شارع در معرفی تغییرات نگریسته شود، خواهیم دید که: تغییر رادیکال از «نیمه برهنگی» به پوشش کامل که حتی نمایان شدن یک تار مو گناه باشد،  آن هم در آن سرزمین گرم، با «روش» شارع سازگاری ندارد. روش شارع روش تدریجی در تغییر جامعه مخاطب بوده است.  در اثبات این مدعا همین بس که تعداد احکام موسوم به «تاسیسی» در مقایسه با احکام  «امضایی» (که شارع حکم و سنت های رایج جاهلی آن ها را پذیرفته)، بسیار کم می باشد.
 
 البته آن چه برخی مفسرین و مورخین از وضعیت پوشش برخی طایفه های اطراف مکه توصیف می کنند، از این تصویر هم برهنه تر است. در این میان مساله فقر نیز عامل عمده ای بوده است. تا جایی که بخش عمده ای از مردم توان تهیه لباس مناسب را نداشته اند و با تن پوشی بسیار ابتدایی پایین تنه خود را می پوشانده اند. لازم به یادآوری است که روش استدلال این مقاله فقط بر مبنای آیات قرآن است و هیچکدام از این روایت ها درباره وضعیت آن جامعه مورد استناد قرار نخواهد گرفت. هیچ تصویری (نقاشی یا مجسمه) از وضع پوشش مردم حجاز در عصر بعثت وجود ندارد. همانطور که گفته شد، اغلب مفسرین و فقها فرض را می گذارند بر چادر و مقنعه امروزی. روشن این مقاله استناد به آیات قرآن و کنار هم قرار دادن آیات مربوطه  است.
 
A.     یکم- انواع پوشاندن و آموزه های مربوط  در قرآن
در این نوشتار،  قسمت اول مقاله شامل چکیده ای از بحث درباره «لباس» و پوشش در قرآن، آموزه های مربوطه در قرآن، و نقشه استدلال مقاله؛  در دو جدول و یک نمودار ارائه می شود. بحث تفصیلی آن در دو نوشتار بعدی تقدیم خواهد شد.
 
A.1.چهار کارکرد «لباس» و مصادیق آن در جامعه عصر بعثت
در جدول A1  تلاش شده است چکیده انواع پوشش در آیات قرآن و مصداق هر نوع ارائه شود. همانطور که در جدول آمده موضوع پوشاندن و پوشیده شدن شامل موارد اصلی زیر می شود:
 
1.      پوشاندن آلت تناسلی (سَوْءَة)
2.      حفاظت بدن در برابر عومل طبیعی مانند باد و باران و سرما و نور آفتاب
3.      برای زیبایی و تجمل
4.      پوشاندن بدن با غیر جامه عادی که مانند قشری سطح بدن را مطابق شکل حجم بدن بپوشاند.  مثلا زره یا نمونه امروزی آن لباس های غواصی، یا مالیدن قشری از یک نوع مواد روی پوست بدن برای حفاظت
 
 
 
جدول A1 – انواع لباس و کار کرد آن
 
چهار کارکرد اصلی لباس
 
1- پوشاندن [سَوْءَات]
2-حفاظت در برابر عوامل طبیعی
3-زیبایی و تجمل (ریش)
4-لایه ای برای حفاظت
نمونه لباس قوم پیامبر:
[ثیاب] ثوب (ثیاب)
خمار (خمر)
جلباب (جلابیب)
سَربال (سرابیل)
کاربرد:
پوشش اصلی بدن (چیزی مثل پیراهن)
کمکی (حفاظت در برابر باد شن...)
کمکی- تجملاتی
موارد ویژه مثل زره
مقدار استفاده:
بیشتر اوقات
بیشتر اوقات
مناسبتی
بر حسب ضرورت
محل استفاده:
بدن (پایین تنه و بالا تنه)
بر سر یا شانه
چون شنل بر شانه یا بر سر
چون لایه ای بر تمام بدن و یا قسمت و اندام مورد نظر
 
آموزه آیه مربوطه برای استفاده بهتر
حفظ فروج برای نمایان نشدن سهوی فروج
استفاده برای پوشاندن سینه ها
استفاده برای تمایز و شناخته شدن زنان و دختران پیامبر و زنان مردان مومن در معابر
-
فعل استفاده شده برای به تن کردن
لبس:
یَلْبَسُونَ ثِيَابًا
غشی:*  
يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ*  اسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ*
ضرب:  
وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ
(زدن چیزی بر چیزی: عَلَى جُيُوبِهِنَّ)
دنی:
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ
سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ*
سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ  وَتَغْشَى*
فعل استفاده شده برای از تن در آوردن
وضع:
تَضَعُونَ ثِيَابَكُم
يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ
-
-
-
آیات اصلی
نور:58، نور:60
هود:5، انسان:21
نور:31
احزاب:59
نحل:81،
ابراهیم:50
 
 
با توجه به جدول بالا می توان به نکات زیر اشاره ای داشت:
 
· با تعریف ابن منظور از «لباس»: آن چیزی است که انسان می‌پوشد و او را در بر می‌گیرد؛ جامه ای با مفهوم «ثیاب» است که حجم بدن را از چهار سو (جلو، پشت، و دو طرف) در بر می گیرد. «خمار» و «جلباب» فاقد این جنبه دربرگرفتن لباس هستند و نمی توان آن ها را لباس محسوب کرد. بلکه جامه کمکی بوده اند برای کارکردهایی دیگر: محافظت در برابر عوامل طبیعی و تجمل.
· استفاده قرآن از لبس و لباس برای استعاره و مجاز، برای مواردی چون پوشیدن، پوشاندن، و پوشش به یکی از مفاهیم استفاده واقعی آن بر می گردد. برای نمونه:
 
oهُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ (بقره:187)، جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا (فرقان:47 )، وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا (انبیا: 10)؛ در برگرفتن و پوشاندن زن و شوهر یکدیگر را، در برگرفته شدن و پوشاندن روز توسط شب و شب توسط روز
 
oوَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ (بقره: 42) ، لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ (آل عمران:71)، زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ (انعام:37) که می تواند پوشاندن باطلی باشد با زینتی برای فریب دیگران
 
oلِبَاسُ التَّقْوَىَ (اعراف:26)؛ درباره لباس تقوا شاید بتوان گفت که مجموع همه نوع لباس هاست. نظر به اهمیت آن دراینجا به نکاتی اشاره خواهد شد.
 
لباس، زیبایی، و لباس تقوا
 
اعراف:26
يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَا 
اى فرزندان آدم‏، به راستى كه براى شما لباسى پديد آورديم كه هم عورت شما را مى‏پوشاند و هم مايه تجمل (زیبایی)  است‏؛ و لباس تقوا بهتر است‏، اين از آيات الهى است باشد كه آنان پند گيرند
 
این آیه شاید مغز همه مفاهیم و مصداق های واقع و مجاز لباس و لبس باشد. کارکرد اصلی لباس را : 1) پوشاندن عورت (سَوْءَات)  و 2) زیبایی و تجمل بیان کرده است. و این خطاب به همه فرزندان آدم با فرهنگ های گوناگون است. با هر شکل و مدل و مدی،  لباس باید عورت را بپوشاند و همزمان زیبا هم باشد. این نکته بسیار مهمی است که کارکرد لباس و زیبا بودن لباس را با هم بیان کرده است.  عورت مستقل از جاذبیت های جنسی باید پوشیده باشد، زیرا که نپوشاندن آن مایه شرمساری است. ولی برای هر انسانی، نعمت لباس تقوا بهترین است. چرا که انسان با تقوا نه حریص است به نگاه کردن بد به دیگران- اگر چه همه مردم دنیا بی لباس باشند؛ و نه خود با اندامش جلوه گری عمدی می کند برای جلب توجه و نگاه دیگران. همان راه حل «غض بصر»  است که در نور30: و 31 به همه مومنین و مومنات ارائه می شود. درست است که به هنگام پس رفتن لباس (ثیاب) زن و مرد در آن جامعه، فروج آن ها در معرض دید قرار می گیرد؛ اما تو با تقوای خود نگاه «نجیبانه» داشته باش. این نگاه نجیبانه مقدم است بر حفظ فروج همچنان که ترتیب بیان آن در آیات بیانگر آن است. حفظ فروج بدیهی و لازم است. با لباس تقوا، هم غض بصر و هم حفظ فروج، «کنش» فرد متقی می شود که خود فرد صاحب اراده آن است؛ نه «واکنش» به جذابیت عریانی دیگران. اینجاست که در چنین جهانی لباس تقوا پوشش اصلی تک تک افراد است؛ مستقل از عریانی جهان فرضی روبرو و در معرض دید!
 
این نکته حائز اهمیت فراوان کاربردی است. تجلی دین و ایمان در افراد باید تقوا و اخلاق باشد که کنش نیک خود بخود از آن حاصل شود. به همین دلیل است که شارع هیچ مجازاتی را برای چنین مواردی تعیین نکرده است. فقط مواردی چون قتل و دزدی و زنا... که تجاوز به دیگران است مجازات دنیایی دارد. نمی توان با تجاوز به جسم و جان و روان مردم، به زور بر آن ها لباس تقوا پوشانید. از طرف دیگر متاسفانه از این آموزه لباس تقوا سوء استفاده دیگری هم شده است؛ تا جایی که مردم را به بدپوشی و ژولیدگی و خوار کردن زیبایی ترغیب می کنند. در قرآن زینت و جلوه وجذابیت به همه فرزندان آدم سفارش شده است. چرا که زیبایی جزو لایتجزای آفریشن است. کار خداوند در به وجود آوردن انسان در دو مرحله انجام شده است: اول خلق انسان و سپس صورتگری انسان؛  وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ (اعراف:11). طرح و خلق ارگان ها و اندام های بدن انسان بدون یک شکل زیبای انسان، ناتمام بوده است. تا جایی که قبل از تمام کردن خلق هنری انسان، خداوند فرشتگان را به سجده انسان فرا نخوانده است. کار خداوند الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ (حشر:24) باید به  زیباترین شکل باشد:  وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ (غافر:64 ، تغابن:3). و فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ (مومنون:14) و  صِبْغَةً اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً (بقره:138)؛ «خوشا نگارگرى الهى‏، و چه كسى خوش‏نگارتر از خداوند» که به فرزندان آدم می گوید:
 
اعراف:31
  يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
اى فرزندان آدم زينت (جذابیت ها و زیبایی) خود را با خود به هر مسجدی برگيريد و بخوريد و بياشاميد ولى اسراف مكنيد چرا كه او اسراف كاران را دوست ندارد
 
در اماکن عمومی مثل مسجد، فرزندان آدم باید به بهترین شکل با زیبایی لباس و آرایش و پیرایش و بوی خوش حضور پیدا کنند. اما بدیهی است که نباید در این کار زیاده روی کرد. همچنین زیبایی و جلوه فرق داشته با «تبرج جاهلی» و خودنمایی افراد عقب مانده و تو خالی که می خواستند کمبودهای خود را با لباس زیبا و آرایش بپوشانند. اینجاست که تمیز افرادی که زیبایی درون و زیبایی برون آن ها با هم همخوانی دارد، از افرادی که جلف و تو خالی هستند، کار مشکلی نیست.
 
هدف این نوشتار این نیست کهروی هیچ نوع لباسی ، که افراد به دلخواه خود انتخاب می کنند، ارزش گذاری کند. اما با توجه به بحث بالا و نوع پوششی که فعل آن را قرآن از غشی انتخاب کرده، می توان گفت الگوی پوششی که رسمی و دولتی در ایران ترویج می شود در دسته بندی غشی می گنجد. این فعل حامل یک نوع بار منفی در کاربرد لباس و پوشش است:
 
کافران و مشرکین هنگامی که پیامبر برای مردم آیات را می خوانده و آموزه های الهی را بر آنان عرضه می کرده، ثیاب های خود را بر سر می کشیدند و انگشت توی گوش هایشان می گذاشتند تا هم سخن پیامبر را نشنوند و هم به او بی احترامی کرده باشند (هود:5 و نوح:7). همچنین در این رابطه می توان مواردی چنین را مثال آورد: غرق شدن لشکریان فرعون، فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُم مِّنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ (طه:76)؛ توصیف لحظات بد هجوم امواج سهمگین در دریا، وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ (لقمان:32). یا مثال دیگر کاربرد غشاوه از همین ریشه به معنی یک پرده نفوذ ناپذیر است: خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ، خداوند بر دلها و بر گوشهايشان مهر نهاده است ‏و بر ديدگانشان پرده‏اى است و آنان عذابى بزرگ (در پيش‏) دارند (بقره:7 )؛ أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ، آيا ديده‏اى آن كس را كه هواى نفسش را (همچون‏) خداى خود گرفت و خداوند او را با وجود آگاهى‏اش‏، بيراه گذارد، و بر گوش و دل او مهر نهاد و بر چشمش پرده كشيد، پس چه كسى پس از خداوند او را هدايت مى‏كند، آيا پند نمى‏گيريد؟ (جاثیه: 23). بطوری که از آیات بر می آید این نوع لباس بیشتر در دسته بندی چهارم جدولA1 در کارکرد لباس می گنجد. اما نه برای محافظت مثبت که برای نفوذ ناپذیری منفی ناشی از سرکشی و جهل!
 
نکته جانبی دیگر که شاید اشاره به آن در جهت فهم بهتر بحث انواع لباس جالب باشد، کاربرد سرابیل در نحل:81 است. آنجا که می گوید خداوند بر شما سرابیلی قرار داد که شما را از گرما/سرما نگه دارد و همچنین از یکدیگر. شاید با توجه به دسته بندی ارائه شده در جدول A1 بتوان گفت منظور از سرابیل پوست انسان است که متناسب با آب و هوای اقلیمی فرق می کند و اندام زیرین را محافظت می کند. یا شاید بتوان گفت سربال لباسی است که درست روی بدن می خوابد مثل پوست بدن. نمونه آن در عصر ما شاید بتوان به لباس غواصی اشاره کرد.  شاید معنی زره  مفسرین برای سرابیل دوم در آیه نحل:81،  از این منظر آمده باشد که زره چون شکل بدن بر روی بدن می خوابد.
 
نکته دیگر پیرامون واژه «حجاب» می باشد. از آن جا که این واژه ربطی به لباس و پوشش بدن ندارد در قسمت مربوط به آیه احزاب:33 درباره آن بحث خواهد شد. اما بد نیست اینجا برای روشن تر شدن این مفاهیم، مقایسه ای بین آیه نوح:7 با آیه فصلت:3 صورت گیرد:
 
نوح:7
وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا
و من هر چه دعوتشان مى‏كنم تا سرانجام آنان را بيامرزى‏، انگشتانشان را در گوشهايشان مى‏گذارند، و خود را در جامه‏هايشان مى‏پوشانند و (در كفر) پاى مى‏فشرند و سخت گردنكشى مى‏كنند.
 
فصلت:5
وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ
 و گويند دلهاى ما از آنچه ما را به آن مى‏خوانى در اکنه است و در گوشهايمان وقر‏، و ميان ما و تو حجابى است‏، هر چه خواهى كن كه ما هم کار خود را می کنیم.
 
همانطور که در فصلت:5 مشاهده می شود، به پیامبر می گویند بین ما و تو حجابی (حائلی) است. علت این جدایی و زندگی در دو جهان متفاوت را پرده ای بر روی قلبشان و وقر در گوش هایشان بیان می کنند.  در نوح:7 این جدایی (وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ) با فرو کردن انگشت در گوششان و بر خود پیچیدن ثیابشان ایجاد شده است. یعنی «حجاب» را برای حائل و یا پرده ای بین دنیای پیامبر و دنیای مشرکین و کافرین استفاده کرده است؛ اما لباس یا ثیاب نیست برای پوشیدن. لباس را انسان می پوشد و انسان را در بر می گیرد، اما حجاب بین دو فضا مرز و حائل به وجود می آورد. برای تجسم بهتر با اندکی ساده نگری می توان گفت لباس با پوشنده خود حرکت می کند اما حجاب یا حائل در جای خودش ثابت است. حال نوع پوششی که انسان را به یک حامل پرده متحرک تبدیل کند، لباس نیست به واقع «حجاب» است!
 
A.2.خلاصه آموزه های آیات مورد بحث
 
در جدول  A2آموزه ها و دستورات آیات اصلی که مفسرین از آن «پوشش» و «نگاه»،  و «پرده» (جداکردن مردان وزنان) را استخراج کرده اند، آورده شده است:
 
1.      هم مردان و هم زنان ایمان آورده از یک طرف سفارش به نجابت و چشم پاکی و از طرف دیگر سفارش به مراقبت و در معرض دید قرار ندادن سهوی فروج خود در معبر و اماکن عمومی شده اند (نور:30 و 31)
2.      به زنان علاوه بر مورد 1، گفته شده است نباید جذابیت های اندام زنانه خود را بطور عمدی «نمایان» و یا «معلوم» کنند (نور: 31)
3.      در منزل و هنگام خلوت زن و شوهر، فرزندان و خدمتکاران نبایدبدون اجازه به خولتگاه آنان وارد شوند. زنان سالخوده بهتر است جامه خود را در منزل در نیاورند (نور:58، 59، و 60)
4.      زنان و دختران پیامبر و زنان مومنان برای تمایز  و مشخص بودن، موقع بیرون رفتن از خانه جلباب های خود را بیندازند (احزاب:59)
5.      ایمان آوردگانی که برای صرف غذا به منزل پیامبر می روند وارد محوطه خصوصی منزل پیامبر نشوند. همچنین بدون اجازه و تا دعوت نشده اند وارد منزل پیامبر نشوند (احزاب:53)
 
بحث و دلایل آن در بخش های مربوطه در این نوشتار و در رابطه با هم به تفصیل خواهد آمد.
 
با دقت در آیات بالا، و جدول A1 و بحث بخش 2A می توان رابطه منطقی بین سه نوع جامه رایج در آن جامعه را ترسیم کرد. رابطه بین: لباس داخل خانه، لباس بیرون، و لباس بیرون از خانه (هنگامی که ضرورت متمایز بودن زنان پیامبر در معابر عمومی پیش آمد)؛ چیزی شبیه زیر خواهد بود:
 
·   در داخل منزل «ثیاب/ ثوب» «لباس» است که با از تن در آوردن آن در خلوت، بدن نیمه برهنه و یا برهنه می شود.
·    این لباس برای بیرون استفاده می شده ولی کافی نبوده است، چرا که  از بالا سینه ها و از زیر فروج را نمی پوشانده است. درست است که بدن را از اطراف می پوشانده و «لباس» بوده است است برای عورت، اما از پایین نقش لباس زیر کنونی  و از بالا نقش سینه بند کنونی را در پوشانیدن نداشته است.
·   نحوه انداختن خمار طوری بوده است که سینه ها را نمی پوشانیده. چرا که خمار یک جامه کمکی برای حفاظت از عوامل طبیعی بوده و نقش «لباس» برای پوشاندن بدن و دربرگرفتن بدن را نداشته است.
·   انداختن جلباب توسط عده ای از مردم ، کار پوشاندن سینه را انجام نمی داده است  چون جامه ای بوده برای تجمل و نقش «لباس» برای پوشش نداشته است.
·   با دقت در موارد بالا می توان تجسم کرد چرا
 حفظ فروج برای نمایان نشدن اندام از پایین (هنگام نشست و برخاست)، و
 انداختن یا گره زدن دو سر خمار بر گریبان برای نمایان نشدن سینه ها توصیه شده؛
در جایی که جلباب کار «لباس» را انجام نمی داده است.
·   بدیهی است مورد چهارم نوع پوشش «لباس» نیست. مثلا می توان با بدن کاملا لخت وارد یک چاله پر از گِل رقیق شد و بدن را با یک لایه (غشاوه) گِل، صد در صد پوشاند. اما این نوع پوشش، «لباس» نیست برای پوشاندن عورت و بدن.
 
 
جدول  A2- آموزه ها و دستورات آیات نور:30،31 و نور:58،59،60 واحزاب: 59 واحزاب:53
 
انجام کاری
عبارت قرآنی
امر/ نهی
انجام دهنده
منظور
مکان
ابزار کنترل
عمل نکوهیده
دلیل ذکر شده
انجام
چه
نرم کردن نگاه
يَغُضُّوا
مِنْ أَبْصَارِهِمْ
امر
مرد
عدم نگاه به فروج زنان
عمومی
نجابت و چشم پاکی (تقوا)
چشم چرانی و هیزی
أَزْكَى لَهُمْ
نرم کردن نگاه
يَغْضُضْنَ
مِنْ أَبْصَارِهِنَّ
امر
زن
عدم نگاه به فروج مردان
عمومی
نجابت و چشم پاکی (تقوا)
چشم چرانی  و هیزی
 
مراقبت از فروج
وَيَحْفَظُوا
فُرُوجَهُمْ
امر
مرد
در معرض دید قرار نگرفتن سهوی فروج
عمومی
مراقبت از پوشش پایین تنه و دقت هنگام دلا شدن و نشستن و دویدن...
امکان چشم چرانی دیگران را فراهم کردن
أَزْكَى لَهُمْ
مراقبت از فروج
وَيَحْفَظْنَ
فُرُوجَهُنَّ
امر
زن
در معرض دید قرار نگرفتن سهوی فروج
عمومی
مراقبت از پوشش پایین تنه و دقت هنگام دلا شدن و نشستن و دویدن...
امکان چشم چرانی دیگران را فراهم کردن
-
نمایان نکردن
وَلَا يُبْدِينَ
زِينَتَهُنَّ
نهی
زن
در معرض دید قرار ندادن اندام [سینه ها] به جز مقداری که خود بخود نمایان است
عمومی
انداختن یا گره زدن دو سر خمار بر روی گریبان
تبرج
-
پای نکوبیدن
وَلَا يَضْرِبْنَ
بِأَرْجُلِهِنَّ
نهی
زن
معلوم نکردن اندام های زنانه پوشیده
عمومی
درست گام برداشتن
تبرج
-
اجازه گرفتن
لِيَسْتَأْذِنكُمُ
 
امر
خدمتکار
عدم ورود به خلوتگاه ارباب
منزل
اجازه گرفتن
مشاهده ارباب و زوجش در حالت برهنگی
ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ
اجازه گرفتن
فَلْيَسْتَأْذِنُوا
 
امر
فرزندان بالغ
عدم ورود به خلوتگاه والدین
منزل
اجازه گرفتن
مشاهده والدین در حالت برهنگی
ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ
در آوردن پیراهن
يَضَعْنَ
ثِيَابَهُنَّ
لاجناح
زن سالخورده
راحتی
منزل
ترجیح درنیاوردن پیراهن
تبرج
وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنّ
انداختن جلباب
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ
مِن جَلَابِيبِهِنَّ
امر
همسرانو دختران پیامبر و زنان مومنان
شناخته شدن
عمومی
تمیز آن ها بوسیله جلباب
مورد آزار قرار گرفتن
ذَلِكَ أَدْنَى
چیزی (غذایی خواستن)
فَاسْأَلُوهُنَّ
مِن وَرَاء حِجَابٍ
امر
میهمانان پیامبر
نرفتن به آشپزخانه (فضای خصوصی منزل)
منزل پیامبر
پرده حایل بین فضای عمومی و خصوصی
داخل فضای غیرعمومی منزل دیگران شدن
ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ
 
 
A.3.چارچوب اصلی استدلال این نوشتار
 
نمودار A3 برای تجسم بهتر مغز استدلال، جهت اثبات این که «زینت» در آیه نور:31 جلوه و جاذبیت اندام زنانه است، ترسیم شده است. همچنین اثبات این که تمام موارد «حفظ فروج» در آیات قرآن، همان مراقبت برای نمایان نشدن سهوی فروج می باشد. البته مفاهیم و آیات زیادی در این مقاله مورد استناد واقع شده است که به طور شبکه ای با هم ربط دارند و به صورت منظومه ای همدیگر را کامل می کنند. 
 


در ترسیم این نمودار تلاش شده است با حداقل داده بتوان فهم بقیه نوشته را آسان تر و یا سریع تر کرد. شاید برای کسانی که با قرآن و آیات آن مانوسند، همین قسمت اول این مقاله سه قسمتی برای نتیجه گیری کافی باشد. دو قسمت بعدی مقاله شامل بخش های زیر می باشد:
 
·   برهنگی در منزل- آیات نور 58 ، 59 ، و 60
·   غض بصر و حفظ فروج- آیات نور:31 و 32
·   جلباب- آیه احزاب:59
·   «حجاب»- احزاب:33
·   مقولات و مفاهیم دیگر مرتبط با موضوع
·   نتیجه گبری
 
 
A.4.آیات اصلی
 
جدول A4-1 - آیات نور:58 و 59 و 60 - رفتار ساکنین یک منزل (کودکان و خدمتکاران) در هنگام خلوت و برهنگی زوج صاحبخانه و چگونگی پوشش بدن زنان سالخورده در منزل
آیه
متن آیه
ترجمه
یادداشت
نور:58
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى کسانی که ایمان آورده اید،
 
لِيَسْتَأْذِنكُمُ
بايد از شما اجازه بگيرند:
ضرورت اجازه گرفتن خدمتکاران منزل و کودکان برای وارد شدن به خلوت زوج خانه در سه وقت از شبانه روز
الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ
- ملك يمين هايتان
وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ
- و كسانى از شما كه به حد بلوغ نرسيده‏اند
ثَلَاثَ مَرَّاتٍک
در سه نوبت:
·   مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ
·   پيش از نماز صبح،
از تن در آوردن «ثیاب» بدن را برهنه یا نیمه برهنه می کند.
 
سه هنگام خلوت زن و شوهر، بدن برهنه یا نیمه برهنه است.
·   وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ
·   و هنگامى كه در نیمروز لباسهايتان را درمى‏ آورید،
·   وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء
·   و پس از نماز عشاء؛
ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ
سه هنگام برهنگی.
لَيْسَ عَلَيْكُمْ  وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ
و پس از آن [سه هنگام‏] نه بر شما و نه بر آن ها  پروایی نيست،
غیر از سه هنگام خلوت، نیاز به اجازه خدمتکاران و کودکان نیست.
طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ
چرا كه پيرامون [همنشین] یکدیگرید.
كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
بدينسان خدا براى شما آيات را بيان می كند و خدا داناى حكيم‏ ‏ است.
 
نور:59
وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ
و چون كودكان شما به [سن] بلوغ رسيدند،
اطفال پس از رسیدن به سن بلوع باید همچنان برای ورود به هنگام خلوت پدر و مادر اجازه بگیرند.
فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ
بايد همانند كسانى كه پيش از آنان [در همين شرايط] اجازه مى‏گرفتند، [براى ورود] اجازه بگيرند.
كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
بدين‏سان خداوند آياتش را براى شما روشن مى‏گرداند، و خداوند داناى فرزانه است‏
 
نور:60
وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا
و زنان سالخورده ای که امید به ازدواج ندارند،
برای زنان سالخورده منزل (مثلا مادر بزرگ ها)، نپوشیدن جامه- تا حد نمایان نکردن اندام های جذاب بدن زنان- اشکالی ندارد، اما برای خودشان بهترست این کار را نکنند.
فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌأَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ؛
بر آنان پروایی نیست اگر جامه خود در آورند؛
غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ
 
تا حد به نمایش نگذاشتن جاذبه های بدن.
 
وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنّ
ولی برای آن ها بهترست که این کار را نکنند .
 وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
و خداوند شنوای داناست.
 
 
 
 
جدولA4-2 – آیات 30 و 31 آیات نور درباره نگاه و حفظ فروج و پوشش بدن زناندر خارج از منزل
آیه
متن آیه
ترجمه
یادداشت
نور:30
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ
به مردان مومن بگو:
شبیه توصیه به زنان در آیه بعد، مردان به فروج زنان که ممکن است سهوی آشکار شود نگاه بد نکنند، و مراقب باشند فروج خودشان هم سهوا نمایان نشود.
يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ
نگاهشان را ملایم کنند
امر به «نگاه» ملایم و نجیبانه است [که پشت آن قلب پاک و تقوا باشد]. شبیه کاربرد «غض» در حجرات:3 که در رابطه با «صدا» آمده است: إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ.
نهی از منکری نیست که مثلا بگوید چشم چرانی نکنید آن هم با بستن چشم («عین»)! نکته بسیار ظریفی است. در آیه حجرات:3 گفته نشده حرف نزنید. با ملایمت و با احترام با حضرت پیامبر سخن گفتن است که اجری عظیم دارد: أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ
وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ
و مراقب فروج خود باشند
امر به مواظب و مراقب بودن برای آشکار نشدن فروج است
ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ
برایشان پاکیزه ترست
برای شما پاکیزه تر است. نهصحبت از انجام گناهی هست و نه ارتکاب جرمی.
إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ
خدا بر آنچه انجام می دهند آگاه است
از مجازات، چه مجازات در این دینا و چه در آخرت، حرفی زده نشده است.
نور:31
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ
به مردان مومن بگو:
 
شبیه توصیه به مردان در آیه قبل، زنان به فروج مردان که ممکن است سهوی آشکار شود نگاه نکنند، و مراقب باشند فروج خودشان هم سهوا نمایان نشود.
يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ
نگاهشان را ملایم کنند
 
همان یادداشت در بخش مردان آیه قبل.
وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ
و مراقب فروج خود باشند
همان یادداشت در بخش مردان آیه قبل.
وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا
و زینت [جاذبه]های خود را نمایان نکنند، مگر:
در مقایسه با مردان، به زنان علاوه بر غض بصر و حفظ فروج نمایان نکردن «زینت» /جاذبه های بدن نیز توصیه شده است: وَلَا يُبْدِينَ -
نهی از نمایاندن عمدی «زینت». بحث «زینت» بر مبنای نمودار A3 در نوشتار بعدی خواهد آمد.
·        مَا ظَهَرَ مِنْهَا
آن مقدار که [به طور معمول] پیداست.
با دوسر خمار یا مثل شال یا با گره زدن دو سر خمار روی گریبان سینه ها پوشیده شود. مورد بعدی در آخر آیه زینت های پنهان (يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنّ) است که دلالت دارد بر جاذبه های پایین تن.
وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ
و خمارهای خود را بر روی گریبان بیندازند (یا گره بزنند)
وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا
و زینت [جاذبه] های خود را نمایان نکنند، جز:
وَلَا يُبْدِينَ
نهی از نمایاندن بدن
·        لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ
به شوهران خود يا پدران خود يا پدران شوهران خود يا فرزندان خود يا فرزندان شوهران خود يا برادران خود يا برادرزادگان خود يا خواهرزادگان خود
محارم
·        أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ
يا برده های خود
دقت شود برده ها محرم حساب می شدند. در آیه نور:58 نیز در رابطه با مورد مشابه مثل کودکان خانواده به حساب آمده اند. تا جایی که می توانند وارد خلوتگاه زوج شوند به شرطی که اجازه بگیرند. یعنی فلسفه لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ به فامیل سببی و نسبی محدود نمی شده. مثل دو مورد بعدی همین جا که علت استثنا عدم حس جنسی به زنان و جاذبه های بدن آن هاست:
·        مردانی که جاذبه جنسی به زنان ندارند
·        اطفال که به برهنگی بدن زنان حساسیت جنسی ندارند.
·        أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ
یا مردانی که نیاز جنسی به زنان ندارند
·        أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء
یا اطفالی که به برهنگی های زنان آگاه نیستند
وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ
و چنان پاهای خود را بر زمین نکوبید
نمایان نکردن عمدی اندام با حرکات غیرعادی بدن
لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنّ
 
تا آن بخش از جاذبه های خود را که پنهان کرده اید معلوم شود
يُعْلَمَ در مقایسه با دو مورد لَا يُبْدِينَ آیه و همچنین «مِن» زِينَتِهِنّ اینجابا زِينَتَهُنَّ شایسته دقت است. 
وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ  لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
و اي مؤ منان همگي به سوي خدا بازگرديد تا رستگار شويد
 
 
 


کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : شنبه، 9 مهر ماه ، 1390 توسط admin

 


مرتبط با موضوع :

 گفتگو با آیت‌الله سید حسین صدر  [يكشنبه، 4 خرداد ماه ، 1393]
 زن را بزن!  [پنجشنبه، 26 دي ماه ، 1392]
 از پیامبران بدون اجرت  [يكشنبه، 3 آذر ماه ، 1392]
 پسرخواندگی قبائل قریش  [چهارشنبه، 1 آبان ماه ، 1392]
 نقدی بر قانون مجازات اسلامی (2)  [چهارشنبه، 6 شهريور ماه ، 1392]
 آشنایی ایرانیان با اسلام  [جمعه، 20 خرداد ماه ، 1390]
 دین‌گریزی در لباس دین  [سه شنبه، 3 خرداد ماه ، 1390]
 جن و انس  [پنجشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1390]
 آیا سگ واقعاً نجس است؟  [شنبه، 17 ارديبهشت ماه ، 1390]
 زلف آزادی و رسالت روحانیت  [يكشنبه، 14 فروردين ماه ، 1390]

با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .

امتیاز دهی به مطلب

 
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 5


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

اشتراک گذاري مطلب

 

 

انتخاب ها

 
 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 

 

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

 

mashhadteam.ir