منوی سایت

 

 

سخن ديگران

   

گالري آثار هنري

 

 

ورود به سایت

 
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

نرم‌افــزار

 

 
پاسخ به سوا: پاسخ به پرسشهای دكتر محمد نوری‌زاد
 
پاسخ به پرسشهای دكتر محمد نوری‌زاد
 
پرسش های من، گرچه گاه از حوزه ی متداول مراجعات دینی مردم دور می افتد، باورم اما بر این است که در عالم، هیچ پرسشی یافت می نشود که داٌب دین براو بار نگردد. پس، صراحت نهفته در این پرسش ها را برمن ببخشایید و صبورانه به پاسخگویی آنها همت فرمایید. پرسش های من، برآمده، وگزیده ی مختصری از هزار هزار سخن پنهان مانده در سینه ی مردمی است که این روزها، چشمی از امید به آستان شمایان دارند و متاسفانه، بخش وسیعی از امید خود را به کارکردهای این دینی که جمهوری اسلامی ایران برانتشار آن اصرار می ورزد، از دست داده اند . اگر به پاسخگویی یک یا چند پرسش متمایل نبودید، به هرچه که مقدور شریفتان است پاسخ گویید . مهم، مشارکت حضرت شماست در این داد و ستد علمی و اجتماعی :
 


بسمه تعالی
با سلام و تحيت
جا دارد پرسش‌های شما را مراجع گرام پاسخ گويند. لكن چون از اين كمترين پرسش نموده‌ايد، سعی می‌كنم به طور مختصر و بدون جانبداری از دسته و گروهی خاص،‌ آنچه كه به نظرم می‌رسد را اشاره‌وار عرض نمايم.  
 
دنیا از نگاه دین مبین اسلام، و از نگاه شخص حضرت شما یعنی چه؟ تا چه اندازه دنیا را می شناسید؟ چند سفر به سایر کشورها و یا حتی به شهرستان های داخل کشورمان داشته اید؟
 
دین، ساختاری متشکل از متون بنیادی و گزاره‌های تفسیری و تشریحی دارد. اینجانب بر آن خواهم بود از متون صریح و غیر تشکیکی دین پاسخ جنابتان را عرض نمایم. چنین است که از قرآن مجید بهره خواهم برد، که تا آنجایی که می توانیم از فهمی اصيل در درک و دریافت معانی دینی بهره ببریم.
وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ* وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ* (الذاریات-20و21) خداوند حکیم بر آن است که انسان، "خود" به معانی آنچه كه در این آفرینشگری خداوندی بر انسان هویدا می‌شود دست یابد. چنین است که خداوند، معنایی جز آنچه که انسان -آن هم انسانی که شانیت آن را یافته است که معانی را درک کند و بفهمد- را بر معنایی دیگر مقدم نمی‌دارد. چرا که همین انسان است که معنای "دین" را درک می‌کند؛ پس چرا نتواند حقانیت معنای چیزی دیگر را بیابد؟! موقن بودن و یا بصیرت به خرج دادن، از اعمال انسانی مگر نیست؟ و مگر این فریاد‌های سنگین "افلا..." جز به خویش آمدن و خود یافتن، توجیهی دیگر می‌تواند داشته باشد؟. آيا برای کسی که می‌خواهد فیها خالدون، بهشتی شود که جایگاهی برین‌تر از آن نخواهد بود، توقع آن نيست كه "خود" بدان جایگاه رهسپار گردد؟ چرا باید معنای "دنیا" را جز به تنبه و تذکر که چشم بچرخانید و بیابید، در گزاره‌ای صریح و بی ابهام از "دین" بخواهیم؟. آیا جز این نیست که کسانی که چنین می‌خواهند گویی اصلا از دین خبری ندارند؟!! كسانی که جواب چنین پرسشی را صرفا از گزاره‌های برخاسته از فهم و درک و دریافت گذشتگان می‌جویند، و مدعی هستند چنان معنایی سخن "دین" است، در اشتباهی بزرگ هستند. چرا که در انسانی بودن آن فهم و درک از پرسش‌های بنیادین بشری شکی نمی‌باشد، و روا نیست انسان عالم -که انسان امروزین قطعا از انسان های پیشین عالم‌تر است- از جهل نسبی پیشینیان، بت پرست‌وار، تبعیت کند. بر ما باد، با تدبر در آفرينش خداوند، خود را و دنیای خود را بشناسیم و بر سبیل" قسط" آن را بسازیم.
 
دو :
 
از نقطه نظر جنابعالی، چرا باید از جهات اجتماعی و امنیتی و اقتصادی، میان یک مرجع تقلید، و یک استاد کهنسال  و کم نظیرفیزیک و شیمی و ادبیات، یا یک پزشک مجرب، یا یک مهندس کارفهم، ویک مدیر خردمند، فاصله ای به وسعت بی کرانگی باشد؟  آیا این فاصله ی انکار ناپذیر، جزیی از بایستگی های دینی است؟ یا نه، مردم چون بجای فرمول های فیزیک و شیمی، از دهان علما و مراجع ما، احادیثی از رسول گرامی اسلام و امامان شیعه و آیات قرآن می شنوند، این عزت و اعتبار اجتماعی را با آنان همراه کرده اند؟ چرا باید همان استاد کارآمد و کهنسال، با اعتنا به پشتوانه ی علمی درخشان خود، درحاشیه های این عزت و اعتبار بایستد، و مراجع ما و علمای ما  در متن مستقیم آن باشند؟ چرا او، با شکایت مختصر یک رهگذر، به پشت میله های زندان در می غلتد، ومثلا مراجع ما از هرشکایت، مصون و درامان باشند؟ چرا آن استاد کارآمد، مطلقا از امنیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برخوردار نیست؟ وعمده ی علمای ما و بویژه مراجع ما، به دیوار بلندی از این برخورداری ها تکیه زده اند؟ چرا باید یک مرجع، وحتی یک طلبه ی نوپا، مقدس باشند، و او، برکنار ازاین تقدس  باشد و در ردیف همگان؟
 
 مایلم جواب این گلایه را -نه پرسش- و این دغدغه ذهنی جنابعالی و مردم شریف میهن‌مان را چنین جواب دهم: آنچه بر روی بنای بنیادین رنج و مرارتهای پیامبران(ص)، بعداز آنها ساخته شده است -همیشه‌ی تاریخ- جز بنایی کج و معوج از دنیاطلبی و دكان‌سازی حاملان کتاب مقدس آن دین نبوده است. چرا که هر کس به هر اندازه دانش و تقوا هم که مسلح باشد، نمی‌تواند مدعی شود، مجموعه‌ای که خود را یک طبقه می‌داند و برای خود شیوه و مرام و مسلکی خاص می‌سازد -که برآمده از سنت انسانی است و نه سنن الهی- راهی و سرانجامی جز آنچه در ادیان ابراهیمی به خصوص مسیحیت دیده شد، داشته باشد. محمد(ص) در مقام پيغمبری، برای خويش شانيت و تقدسی فراتر از افراد جامعه‌ی خود قايل نبود؛ و اين كلام:"أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ(ابراهيم-11 و كهف-110 و فصلت-6)" و "فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى‏(نجم-32)" اذعانی است براين حقيقت. او خود را متمايز از مردم جامعه‌ نمی‌دانست؛ در ميانشان زندگی می‌نمود، برای امرار معاشش دوشا دوش ديگران كار می‌كرد، و اگر فردی كه او را نمی‌شناخت به مسجد وارد می‌شد، قادر نبود پيامبر(ص) را از ميان حضار تشخيص دهد.   
سه :
 
معروف است که علامه ی حلی – که خدایش او را رحمت کناد – دستور فرمود چاه آب منزلش را با خاک پرکنند، تا او، فارغ از داشتن یا نداشتن آن چاه، به پرسشی درهمان خصوص پاسخ گوید. از نگاه شما، برای پاسخگویی به این پرسش که : ” زندان انفرادی شکنجه است یا نیست؟ یا : زندان انفرادی در نظام اسلامی ما، حرام است یا حلال؟ ” آیا ضرورتی برای حضور چند ماهه مراجع ما و علمای ما  در یک سلول و فضای کوچک، آنهم نه در زندان، که در کنجی از بیت شریفشان، احساس نمی کنید؟ البته با این تجسم هماره که افرادی در هیبت بازجویان نظام مقدس، مرتب برآنان تحقیر و ناسزا می بارند و به وقت ضرورت، آنان را با مشت و لگد می نوازند. اگر از نوع پرسش من، احساسی از گزش و توهین به ذهن مبارکتان راه یافت، با تلمیح این سخن که : گزش پرسش من کجا و فحش های ناموسی و ضرب و شتم سربازان گمنام کجا، به ذات مبارک تسکین دهید.
 
گزندگی این پرسش از شیرینی تمام لذایذی که خداوند تبارک و تعالی در دانستن و فهمیدن به انسانها ارزانی داشته است، گواراتر بود. آری! چرا "نباید"؟ همگان را، و خصوصا همه کسانی که از منیت، پرده بر دیدگانشان افتاده است و مثال آیه‌ی شریفه‌ی :"الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً"(کهف،104) می‌توانیم باشیم را فرا می‌خوانم بر ژرف‌نگری عالمانه، مخلصانه و جانگدازی در دریافت معانی بلند آنچه خداوند بی‌همتای مهربان فرمان داد: "عَبَسَ وَتَوَلَّى* أَن جَاءهُ الْأَعْمَى* وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى". اين كمترين از سال 1368 بارها حبس و توهين و تحقير و شلاق را تجربه كرده‌ام و دقيقا متوجه فرمايش شما می‌شوم. لكن شما و ديگر دلسوزان را توجه می‌دهم كه حاكمان امروز خود زندان‌ديده‌های ديروزند. بنابراين بايد از خود اين سوال را بپرسيم كه به چه دليل و علتی، زندان ديدها، شكنجه شده‌ها، توهين و تحقير شده‌های ديروز؛ امروزه كه بر مسند حاكمان و زندان‌بانان گذشته‌ی خويش نشسته‌اند، رفتاری به مراتب خشن‌تر از سلف خود را در پيش گرفته‌اند و آن "تجربيات" گذشته، تاثيری در ايجاد محبت و عطوفت و انديشه‌ای كه هم‌نوعش را دوست بدارد، به افكار و خواسته‌ها و گرايشاتش احترام قايل شود، برای شادی، موفقيت، آزادی و استفاده از فرصتهای زندگی‌ساز هم‌نوعش قلبش بتپد؛ و برای گرفتاری، غمگينی، اسارت و فرصت‌سوزيهای زندگی همنوعش، آشفته شود، آرامشش سلب گردد و گريبان بدرد و خود را سرزنش كند، نداشته است؟. 
 
 
چهار:
 
از نگاه شما، آیا جهان بینی مراجع ما، اگرکه عمر شریفشان را در بیت و شهر خود سپری کنند، با جهان بینی همانان، آنجا که از کشورهای گونه گون جهان دیدن فرمایند و از نزدیک با داشته ها و نداشته های ایمانی و دنیاوی مردمان جهان آشنا شوند، تفاوت می کند یا نه؟ اگرنه، به چه دلیل؟ واگر بله، چرا مراجع ما تا کنون درعرصه های دینی جهان حضور نیافته اند و با توده ی مردم جهان و اندیشمندان و بزرگان دینی آنان از نزدیک و بی واسطه ارتباط برقرار نکرده اند؟
 
بله؛ و قطعا تفاوت خواهد كرد. چرا كه نمی‌توان هیچ تفاوتی بین یک مرجع دینی و یک دانشمند علوم طبيعی در بنيادهای انديشه‌ورزی قايل شد، به شرطی كه ابتداء مطلق‌های ذهنيش را به كناری بگذار. خداوند هرگز چشم چرخانی بر آیاتش را مختص گروهی خاص قرار نداده است "فارجع البصر"(ملک،3). اگر بشریت در دوره‌ی معاصر -و این چند قرن- توانسته است با عمل به آنچه خداوند "فرمان" داده که :" قل سيروا في الارض ثم انظروا كيف...."  به دیده‌وری‌ای نائل شده باشد که شناختش از آفاق و انفس از تمام ساحت هزاران ساله‌ی تمدن‌های بشری بیشتر گشته است؛ چگونگی حصول به اين دانش جز آن نبوده كه بشر به اين سطح از آگاهی رسيده است كه بايد ذهن را تا آنجا كه می‌تواند تهی از برداشت‌های مطلق‌گرايانه‌ی پيشين كند و نخواهد با روش غايت شناسانه‌ی ارسطويی، سعی در توجيه آنچه كه خود می‌خواهد بنمايد؛ بلكه بايد بی‌طرفانه و بدون مطلق‌گرايی، آماده‌ی پذيرش خطای خويش در تعبيری كه از پديده‌های پيشرو دارد، باشد.
بنابراين آنچه شما بدان اشاره کرده اید، رفتاری است كه خداوند نيز از ما خواسته است كه فرمودند الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَالَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ(زمر-18).لذا آنچه كه دغدغه شما نيز هست در حقيقت عدم رعايت كلام باری تعالی است.
 
پنج :
 
به نظرشما، اگر که طالب سفر و مطالعه ی عینی آثار جهان نباشید، آیا این جهان بینی، با خواندن کتاب و دیدن فیلم و شنیدن اخبار، میسر می شود؟ مفهوم ” سیروا فی الارض” آیا در کیفیت فتاوای یک مرجع  تاثیر دارد یا ندارد؟
 
 با عنايت به آيه‌ی شريفه "هل يستوي الاعمي والبصير"(رعد-16)جواب اين سوال شما در پاسخ پيشين و پسين  داده شده است.
 
شش :
 
اگر مردم ایران با هزینه ی شخصی خود، بخواهند مراجع ما را به یک سفر دور دنیا دعوت کنند، آیا شما از ذات و برآیند این سفر استقبال می فرمایید؟ چرا نه و چرا آری؟
 
خير موافق نيستم. زيرا افرادی كه همه امور را بر اساس "حق مطلق" و "باطل مطلق" می‌سنجند كه مبتنی بر خبر است نه "تفقه"، "تامل" و "تجربه علمی" كه در نزد چشمان مشاهده‌گر قرار دارد؛ ديدگانشان برای سير آفاق آن نوری را ندارد تا تامل و تدبرشان از آنچه می‌بينند تاثيری بر انديشه‌ و فهم آنان گذارد و اين عمل تنها هدر دادن هزينه‌ای است كه می‌تواند نسل‌هايی پربار و بينا را برای آينده به ارمغان بياورد.
 
هفت :
 
خود شما، آیا یک مرجع جهان دیده و جهان گشته را به مرجعی که از بیت و شهر خود چندان فاصله نگرفته، ترجیح نمی دهید؟ به فرض یکسانی مراتب علمی و تقوی و صیانت نفس هردو.
 
طبع بشر چنان است كه اگر با ذهن پيش ساخته، متعصب و مطلق‌انگارانه به دانش خود، به ديدن جهان و گشتن به دور آن بپردازد، جز برای اثبات آن باورهای مطلق خويش، سعی نخواهد كرد. بنابر اين شرط "جهان ديدگی" الزاما نمی‌تواند متضمن "واقع بينی" گردد.
 
هشت :
 
مراجع ما عمدتا  در سخنان خود از واژه های ” باید و نباید ” بهره ی فراوان می برند. که : مسئولان باید فلان کنند. ومردم باید یا نباید بهمان باشند. اولا چرا این بایدها و نبایدهای مراجع در محدوده ی توصیه های اخلاقی متوقف می ماند؟ ثانیا این ” باید ها و نباید ها ” ، آنجا که به خود آنان مربوط می شود، چرا بی مخاطب می ماند؟ مثل این که بگوییم : یک مرجع، باید از درد وداغ مردم، از نزدیک، و بی واسطه ، آگاه باشد . و باید به حساسیت های همه جانبه ی آنان ورود کند. یک مرجع باید شجاع باشد و نباید با پناه بردن به  آموزه هایی چون تقیه و مصلحت، از کنار واجبات حتمی اجتماعی، بی تفاوت گذر کند. یک مرجع باید همه ی مردم را بویژه پسران جوان و دختران جوان جامعه اش را بشناسد، و آن سوتر از موکدات دینی، واقعیات این عرصه را فهم کند، و تنها به صدورتوصیه های اخلاقی بسنده نکند. یک مرجع باید غمخوار پیروان سایر ادیان و حتی به فکر مشرکان و کمونیست های کشورش و بی دینان جهان باشد و برای فهم و اعتقاد آنان احترام قائل شود و به سهم خود برای آنان کرسی های روشنگری تدارک ببیند.
 
 با در نظر گرفتن همه پاسخ‌های پيشين، عنايت داشته باشيد كه یک مرجع، انسان است. هر انسانی اگر در تار تنیده شده‌ی مطلق‌گرايی "این حق است و غیر آن باطل" قرار گیرد، راهی جز دوری از واقعیت و حقیقت نخواهد داشت. آری؛ مسند مرجيعت بزرگوار، امروزه از خود آنان جلوتر است و گویی ايشان بر میراث بزرگانی چون علامه حلی و شیخ مفید تکیه زده‌اند و نمی‌دانند که حقیقتا درد را نمی‌دانند و درد مردم را چاره نمی‌توانند. که اگر می‌دانستند روزگاری دیگر را شاهد بودیم.
 
نه :
 
علما و مراجع ما، بارها درجانبداری از شیعیان مدینه و این که آنان از داشتن یک مسجد برای برگزاری آزادانه ی شعائرشان بی بهره اند، به دولت عربستان سعودی اعتراض کرده اند. که البته درجای خود امر پسندیده ای است و قابل امتنان. اما چرا روزی که جلوی چشم همانان، خانقاه دراویش را در قم، با خاک یکسان کردند، به مسئولان کشورمان اعتراض نکردند؟ مشابهت خواسته های دراویش کشورمان به جمهوری اسلامی ایران، مگر مثل خواسته های شیعیان مدینه به حاکمان عربستان سعودی نبوده ونیست؟ آیا شما موافق تخریب آن خانقاه بودید؟ آیا با زدن این برچسب که : خانقاه دراویش قم، مرکز فتنه بوده است، می توان کلیت آن را برچید و مردمش را در برابر چشم جهان عقل، به هیچ گرفت؟
 
علت سكوت را بايد خود آقايان مراجع پاسخ گويند. ولی شخصا با آنگونه رفتارها موافق نبوده و نيستم و اساسا چنين رفتارهايی تنها نشان دهنده‌ی عدم وجود منطق و دليل متقن و صحيح است. در طول تاريخ هيچگاه چنين رفتارهايی نتوانسته جلوی انتشار افكار، گرايشات و تغييرات اجتماعی –ولو انحرافی- را بگيرد.
 
ده :
 
درنگاه شما، جامعه ای که بانوانش حجاب کامل یا مقبول اما اجباری دارند، و نمازهای جماعت مردمانش با شکوه است، و مجالس مذهبی اش پررونق، و حسین حسین گفتن ها و بر سروسینه کوفتن هایش مدام، و نماز شبش برقرار، اما روند جاری این جامعه، مبتنی است بردروغگویی و دزدی و بی نظافتی و ریاکاری و چاپلوسی و اسرافکاری و حرامخواری، آیا این جامعه، برتری دارد به جامعه ای که مردمش، نه خدا را باور دارند و نه حجاب را رعایت می کنند و نه آداب دینی را قبول دارند، اما عمدتا راست کردار و پاکدست و منصف و بی ریا و اهل نظافت اند؟ از نگاه شما، خداوند اگر بنا برانتخاب بگذارد، کدام یک از این دو جامعه را برمی گزیند و انگشت برتری برآن می نهد؟ دراین مثال، جامعه ی اول، خود ما هستیم که سخت گرفتار ظاهر دین شده ایم و به جایی نیز نرسیده ایم. جامعه ی دوم، مردمان کشورهای غرب و مردمان کشورهایی مثل ژاپن و حتی کشورمسلمان اما آزاد ترکیه اند. که از جهات انسانی و اجتماعی از ما فاصله ای نجومی دارند و پیروان عقاید مختلف و بویژه مسلمانان در این کشورها از امنیت کم نظیری دربرپایی شعائرشان بهره مندند .
 
اين پرسش شما يكی از مباحث مهم و اساسی است كه نمی‌شود در چند جمله بدان پاسخی در خور داد؛ اما آنچه كه مسلم است، جامعه‌ای كه به هر دليلی بياموزد كه "درونش" با "بيرونش" برای امرار معاش و در امان ماندن از شدايد زندگی می‌بايست فرق داشته باشد، ناخودآگاه به "دورویی" و "رياكاری" درخواهد افتاد. بهر روی بهتر می‌دانم كه دانشمندان علوم اجتماعی، به خصوص حوزه‌ی روانشناسی اجتماعی، كه فقيه در حوزه‌ی آسيب‌های اجتماعی می‌باشند به شرح و بررسی اين مهم بپردازند و امثال بنده با مراجعه به تحليل‌های ايشان، می‌بايست به توصيه ها و دستورات آنان عمل كنيم.
 
یازده :
 
چرا علما و مراجع ما، آنقدر که به حجاب یا بی حجابی بانوان حساسند، مثلا به دزدی ها و دروغگویی های مسئولین حساس نیستند؟ آیا اسلام از بی حجابی و بدحجابی بانوان بیشتر آسیب می بیند یا از دغلکاری های بزرگان حاکم؟
 
آنچه كه شما اشاره فرموديد تنها مبتلابه روحانيت ما نيست  بلكه درد مشترك در تمام اديان است و مرا به ياد جمله خانم سوزان ارتس می‌اندازد كه گفته اند: "روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت دارد، اما از کنار فقر و فلاکت مىگذرد".
 
دوازده :
 
چرا مراجع و علمای برجسته ی ما، هنوز که هنوز است، احکام برده داری را که در دوره های دورجوامع اسلامی رایج بوده، لغونکرده اند و آزادانه، احکام قرآنی برده داری را امری سپری شده و تاریخی اعلام نمی کنند؟ آیا شما معتقدید هرچه در قرآن آمده، ابدی و لایتغیراست؟
 
قرآن ابدی و لايتغير است. لكن اين انسان است كه در طول تاريخ بر اساس تجربيات علمی و اجتماعی‌اش تدّبر و ديدگاهش تغيير می‌كند. دليل اين احكامی كه از زمانه ما دور است اين می‌تواند باشد كه ساختار انديشه دينی ما همچنان در دوران مرحوم شيخ مفيد ساكن مانده است و مطلق‌انگاريهایی كه دامن زعمای مذهبی را گرفته اجازه نمی‌دهد تا ديدگاه‌های خود را با توجه به شرايط روز مجددا مورد تشكيك و بررسی قرار دهند. همين اشكال حضرتعالی اثبات می‌كند، جماعتی كه قادر نيست تغييرات فكری و تحولات و خواسته‌های اجتماعی‌ی محيطی را كه در آن سالهاست زندگی می‌كنند ببينند و درك نمايند؛ قطعا جهان‌گردی و جهان‌ديدگی تغييری در افكار و نظراتشان ايجاد نخواهد كرد."وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ" (فاطر-22)
 
سیزده :
 
دستگاه قضایی ما، هراز گاه، حکم به سنگسار زنان زناکار می دهد و آبروی ما را در جهان عقل، به مضحکه در می اندازد. به نظر شما چرا مراجع ما و دستگاه های دینی ما– مثل حوزه های علمیه - به صدور یک چنین احکامی اعتراض نمی کنند؟
 
در اسلام هيچ حكمی تحت عنوان سنگسار وجود ندارد. برای اطلاع بيشتر می‌توانيد به مبحث "سنگسار بدعتي سخيف" مراجعه فرماييد.
 
چهارده :
 
آیا مراجع ما از ماموران امنیتی ای که به بیت آنان رفت و آمد دارند، می ترسند؟ آیا این ماموران، مستقیم یا غیر مستقیم، خط قرمزهایی را برای تحکم می کنند؟ خود جنابعالی آیا درهمان لحظه ای که یک سخن انتقادی را به زبان می آورید، نگران این نیستید که عده ای از اوباشان مذهبی به بیت و محل کار شما هجوم بیاورند؟ آیا با این همه سنگینی هزینه برای نقد کردن، موافقید؟
 
اولا؛ بنده از آن چه كه در بيت مراجع می‌گذرد خبر ندارم. ثانيا؛ طبق نظر فقهای شيعی يكی از شروط مرجعيت، اشجع بودن است، لذا اگر بنا را بر صحت فرض در سوال شما بگذاريم، تحكم پذيری و خوف مراجع از غير، در عدم بيان حكم واقعی، خودبه خود موجب سلب شرط مرجعيت می‌گردد.
اما آنچه كه در مورد بنده سوال نموديد؛ نيازی به همياری اوباش نبوده است. اينجانب هرگاه مبحثی را طرح كرده‌ام كه به مذاق خوش نيامده، راهی زندان گشته‌ام. إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ(غافر-27)
 
پانزده :
 
شما قطعا از وضعیتی که بر منابر ما حاکم است خبردارید. و خبر دارید که در کل کشور، هیچ منبری وجود ندارد که سخنور آن بتواند آزادانه به نقد مسائل حساس جامعه بپردازد. آیا وضعیت کنونی جامعه ی ما همان است که یک روز آرزویش را داشتید؟ به نظر شما چرا اینهمه  سانسور شدید بر رسانه ها  وحتی برمنابر ما حاکم شده است.
 
هر سيستم و نظامی كه خود را صحيح مطلق تلقی ‌كند، مردمانش را به ديد طفيلی می‌نگرد و آنان را فاقد توان تميز و تشخيص قلمداد می‌نمايد. طبيعی است از هر گفتار و نوشتاری كه بخواهد آن مطلق‌انگاريها را زير سوال ببرد و يا به چالش بكشد جلوگيری كرده، و می‌بايست هر جايگاه و رسانه‌ای كه با اذهان مردم سروكار دارد را به كنترل درآورد؛ زيرا از نگاه قدرت، آن گقته‌ها و نوشته‌ها باعث تخريب و انحراف اذهان نابالغ و محجور مردمی می‌شود كه از انديشيدن قاصرند و توان تشخيص مصلحت خويش و تميز دادن درست از نادرست را ندارند. از اين روست كه در چنين جوامعی ايراد يك سخنرانی يا نوشتن يك مقاله از نگاه قدرت باعث ايجاد تشويش اذهان عمومی می‌گردد، نه افعال و رفتاری كه روان جامعه را ملتهب، عصبی، ناامن و خشونت‌خيز می‌كند. 
 
شانزده :
 
مسئولان ما، حادثه های مردمی درکشورهای سوریه و لیبی و تونس و یمن و بحرین را متاثر از نظام ما می دانند و با تمسک به این تحلیل نادرست، خود را از تیررس خیزش های احتمالی مردم برکنار می بینند. به نظر شما اگر مردم لیبی را ومردم سوریه را در انتخاب شیوه ی نظام حکومتی کشورشان آزاد بگذارند، آیا شیوه حاکم برکشور ما را برخواهند گزید؟ چرا؟
 
نظر به اينكه بنده اطلاعی از خواست مردم آن كشورها و تمايلات و جو حاكم بر معترضين به آن نظام‌ها ندارم، نمی‌توانم دقيقا قضاوتی درست از تصميم آنان داشته باشم. لكن تصميم آنان هرچه باشد، برگرفته از آرزوهايی است كه برای بهبودی وضع كشورشان دارا هستند، چنانكه ملت ما نيز آرزومند بوده و می‌باشند.
 
هفده :
 
صدا و سیمای ما به دستور شورای عالی امنیت ملی کشورمان، خبرهای خیزش مردم سوریه را به قصد خدمت و همراهی با بشاراسد قاتل، سانسور می کند. این سانسورها، بلحاظ حقوقی چگونه است؟ آیا یک نظام اسلامی حق دارد به این حوزه های کاملا مردمی نفوذ کند و حق فهمیدن را از مردم سلب کند؟
 
بلحاظ حقوقی می‌بايست به متخصصان اين رشته مراجعه نماييد؛ لكن بلحاظ عقايد اسلامی نمی‌توان مردم را از دسترسی به اطلاعات محروم كرد و يا با قلب حقيقت، واقعيات را طوری ديگر نمايان ساخت؛ چنان كه خداوند در قرآن مجيد از بيان سخن مخالفين پيامبران(ص) ابا نفرموده و آنها را سانسور نكرده است.
هجده :
 
درعین حال که خداوند در قرآن، ما را به شنیدن اقوال گوناگون و انتخاب و پیروی از یکی از آنها ترغیب فرموده، از نگاه شما، داشتن دیش ماهواره برای دریافت و تماشای شبکه های ماهواره ای، از همین منظر- شنیدن اقوال مختلف- حلال است یا حرام؟ پیش از این نیز بسیاری از مراجع ما داشتن ویدئو را حرام اعلام کردند اما بدلیل دوربودن این فتوا از فهم رایج اجتماع، بعدها خود حکومت به واردات بیشمار ویدئو دستور فرمود. اخیرا “سردار رادان” در یک سخن طنز گفته است که پلیس برای برچیدن دیش های ماهواره، با استفاده از عملیات راپل، به بام های مردم ورود می کند و اقدام به برچیدن دیش ها خواهد کرد. این رویه را انسانی و اسلامی می دانید؟ تماشای یک چنین مضحکه ای، آیا با آموزه های دینی ما سازگاری دارد؟
 
صدور حكم حرام و حلال تنها در دست خداوند است كه در قرآن مشخص گرديده؛ و بنابر آيات مختلف قرآن، حتی شخص پيامبر مكرم اسلام(ص) نيز حق صدور فتوای حلال و حرام نداشته‌اند. چنانچه اين موضوع را به تفصيل در مبحث "حكم خدا يا به اسم خدا" شرح داده‌ام. اعتراض خداوند تبارك و تعالی به عالمان يهود در اين بوده است كه به حلال و حرام كردن امور، می‌پرداختند "وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ "هَذَا حَلاَلٌوَهَذَا حَرَام"ٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَيَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ"(نحل،116). لذا اين گفتارها و رفتارهای غيرعقلانی، پشتوانه اسلامی ندارد.
 
نوزده :
 
چرا سالهاست که مراجع ما شهامت ابراز فتاوای تازه ندارند؟ چرا سالها از دو فتوای حلیت شطرنج و موسیقی حضرت امام می گذرد و هنوز فتوایی در این اندازه صادر نشده است؟ اگر امام خمینی به حلیت شطرنج و موسیقی تاکید نمی ورزید، آیا مراجع ما به صدور یک چنین فتوایی دست می بردند؟
 
چنانچه در پاسخ به پرسش پيشين عرض نمودم، حرمت و حليت تنها در قرآن آمده است و معنای " ان الحكم الا لله"(يوسف،40) نيز بازگوی همين نكته می‌باشد. بنابراين بايد در منشا آن فتاوی گذشته، بازنگری نمود. دليل آنچه شما از مراجع می خواهيد با جواب پرسش های 2-6-8 و12 ارتباطي تنگاتنگ دارد.
 
بیست :
 
آیا در باور ایمانی شما، همچنان باید دست دزد را قطع کرد؟ اگر موافق این دستورالعمل قرآنی هستید، به ادامه ی پرسش من پاسخ بفرمایید: طبق اسناد موجود، و اقرار خود آقای محمد رضا رحیمی معاون اول رییس جمهور، وی مبالغ هنگفتی از بیت المال را دزدیده است. اگر کسی حاضر به قطع دست ایشان نشد، آیا شما آماده اید مجری قانون الهی باشید؟
 
بر طبق باور ايمانی بنده، می‌بايست  دست مردم را از دزدی به وسيله حمايتهای اجتماعی و رفاهی، قطع كرد كه چنين تعبيری به صواب نزديك‌تر است؛ زيرا با ناقص كردن كسی كه با بدن سالم نمی‌تواند امور معاش خود را اداره كند، تنها نتيجه‌ای كه از اين عمل حاصل خواهد شد افزودن تكدی‌گران است كه چهره و امنيت اجتماعی را به مخاطره می‌اندازد.
 
بیست و یک :
 
حمایت همه جانبه ی رییس جمهور از دزدی های آقای رحیمی، آیا طبق قانون شرع، به مثابه شراکت ایشان در این دزدی ها نیست؟ و نباید دست ایشان نیز طبق آیه های قرآن قطع شود؟
 
هر اتهامی می‌بايست از مجرای قانونی خود توسط داستگاه قضایی صالح و مستقل مورد بررسی قرار گيرد. با وجود همه انتقاداتی كه به عملكرد مسئولين وارد می‌دانم، بهتر است منتقدين همچنان كه شعار رعايت قانونمداری را سرلوحه خود عنوان می‌كنند، نسبت به هر اتهامی كه به هر شخص يا جناحی وارد می‌شود، بدون حب و بغض برخورد كرده و خواستار آن باشند كه اتهامات وارده به هر شخصی-چه دوست، چه دشمن؛ چه خادم، چه خائن- در دادگاهی صالح، مستقل و بی‌طرف، با حضور وكيل مدافع در تمامی مراحل رسيدگی پرونده و هيئت منصفه‌ای غير گزينشی، به اثبات برسد.
 
 
بیست و دو :
 
زندانی کردن آقایان موسوی وکروبی در خانه هایشان آیا از نگاه شخصی و ایمانی شما، کاری درست و پسندیده بوده است یا خیر؟ اگر بله به چه دلیل؟ و اگر نه، آیا برای رهایی آنان و برای زدودن این ظلم آشکار، چه کرده اید و به کدام دستگاه نامه نوشته اید و آزادی سریع آنان را خواستار شده اید؟
 
در قانون جزایی كشور حبس خانگی وجه‌ای ندارد. لذا اينگونه حبس‌ها در حقيقت محروم كردن افراد از حقوق اوليه شهروندی و مخالف نص صريح قانون اساسی است. لذا اگر اتهاماتی به ايشان وارد است می‌بايست از مجرای قانونی پيگيری شود.
اعتراض به اين عمل غير قانونی گرچه در عموم واجدان‌های آگاه صورت گرفته است و می‌گيرد، اما اعتراض مكتوب بيشتر شايسته آنانی است كه جايگاهی در انتظام امور كشور دارند زيرا سخنشان شنيده می‌شود و مورد وثوق و دقت نظر قرار می‌گيرد.
 
بیست و سه :
 
هم اکنون مردان و زنان بسیاری که عمدتا در یک فعالیت متداول قانونی حضور داشته اند، به اسم فتنه گر در زندانهای ما به سر می برند. آیا با این روند که ما معترضان خود را با انگ فتنه گر به زندان دراندازیم و آنان را از حقوق قانونی شان دورسازیم موافق بوده اید؟ اگر بله، چرا؟ واگرنه، به چه دلیل؟
 
در اسلام حكمی به عنوان "حبس" وجود ندارد؛ و به صرف اتخاذ مشی سياسی، دينی و فكری نمی‌توان كسی را محكوم به جزای زندان نمود. جهت اطلاع بيشتر به مبحث "آزادی بيان از ديدگاه قرآن" مراجعه فرماييد.
 
بیست و چهار:
 
در دوسال گذشته، مردم ما و حیثیت جهانی ما بسیار آسیب دیدند. آیا می توان وقایع این دوسال را یک آزمون الهی برشمرد؟ اگر بله، سهم و نقش و نمره ی شما در این آزمون چه بوده است؟
 
خير آ‍زمون الهی در كار نبوده است. آنچه شما فرموديد نتيجه عملكرد تصميم گيران می‌باشد. إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ(رعد-11)
 
بیست و پنج :
 
اوباشان مذهبی قم، جلوی چشم همه ما به منزل آیت الله صانعی حمله کردند و به حریم خصوصی وی هجوم بردند. مراجع ما درمقام عمل چه کردند؟ تایید یا تقبیح؟ متاسفانه جامعه ی دینی ما هیچ عکس العملی از آنان ندید و نشنید. آیا حمله به بیت آیت الله صانعی، واگویه ای به سایر مراجع نبود؟ که اگر با ما درافتید، با شما این می کنیم؟ چرا هیچ عالم و مرجعی مخاطره نمی کند و عمامه از سر نمی گیرد و پای برهنه برای احقاق حق خروج نمی کند؟
 
مطلبی را كه شما اشاره فرموديد، امر جديدالظهوری نيست. اگر آنچه كه بر مرحوم آيات عظام شريعتمداری و طباطبايی قمی و.... روا داشته شد، امری صحيح و قابل دفاع می‌باشد، اين روند نيز صحيح است. و اگر آن زمان عالم و مرجعی عمامه از سر گرفت، امروز نيز می‌توانيد چنين انتظاری را از ايشان داشته باشيد.
 
هميشه سلامت و موفق باشيد
الراجی؛ عبدالحميد معصومی تهرانی
 


کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 24 مرداد ماه ، 1390 توسط admin

 


مرتبط با موضوع :

 محمدعلی طاهری  [دوشنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1394]
 ارتداد؛ بدعت و سب النبی  [شنبه، 15 آذر ماه ، 1393]
 سوال  [شنبه، 26 بهمن ماه ، 1387]
 سوال  [شنبه، 26 بهمن ماه ، 1387]
 سوال  [سه شنبه، 19 شهريور ماه ، 1387]
 سوال  [سه شنبه، 19 شهريور ماه ، 1387]
 سوال  [سه شنبه، 19 شهريور ماه ، 1387]

با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .

امتیاز دهی به مطلب

 
امتیاز متوسط : 4.71
تعداد آراء: 32


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

اشتراک گذاري مطلب

 

 

انتخاب ها

 
 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 
موضوعات مرتبط

پاسخ به سوالات

 

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

 

mashhadteam.ir