منوی سایت

 

 

سخن ديگران

   

گالري آثار هنري

 

 

ورود به سایت

 
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

نرم‌افــزار

 

 
: شناخت ريشه‌هاي خرافات
 
عناوين "خرافات" و "موهومات" از منظر جامعه‌شناسي از جمله مقوله‌هاي "فرهنگ معنوي" است، كه با قوت و ضعفهايي در تمامي جوامع وجود دارد؛ و بر اساس ميراث "شعور اجتماعي" و "درك علمي" بازمانده از قديم، در هر منطقه و جامعه‌اي داراي تفاوتها و اشكال مختلفي است.
 
معناي لغوي "خرافه" كه مفرد "خرافات" مي‌باشد، به معني زوال عقل ناشي از پيري، و نيز به معناي افسانه و داستان بي اساس، و اعمال و عقايد "خلاف عقل" است[1] و در اصطلاح، به اخبار، اعمال و عقيده‌هاي بي پايه و اساس و باطل "خرافات" گفته مي‌شود.
 
معناي لغوي "اوهام" كه جمع "وهم" مي‌باشد آن حالت ذهني‌اي است كه با آن، معاني جزيي ادراك مي‌شود؛ ولي معناي اصطلاحي آن، واقعي پنداشتن چيزهايي است كه از نظر "علمي" و "منطقي" نادرست و غير واقعي هستند.[2]


در واقع به آن چيزهايي كه امروزه "خرافات" و "موهومات" اطلاق مي‌گردد، عقايد و باورهاي عميق بشر ابتدايي است كه به دليل عدم "شناخت علمي" نسبت به خود و طبيعت پيرامونش بدانها معتقد و باورمند شده بود؛ كه پيشرفتهاي "ادراكي" و "تجربه‌هاي علمي"، نادرستي بسياري از آن عقايد را به اثبات رسانده است.
 
انسان، وقتي از عالم حيوانات دور شد و به عالم انسانيت –يعني به مرحله‌ي تفكر و چاره‌جويي- پا نهاد، متوجه گرديد كه در برابر خطرات و حوادث طبيعي، بسيار ناتوان و زبون است؛ و به اين موضوع آگاه شد كه بايد در ميدان تنازع بقاء بكوشد تا بر طبيعت و خطرات بي‌امان آن مسلط شود و خود را در مقابل آن خطرات حفظ نمايد، اين كوشش انسان ابتدايي در مراحل مختلف دوران زندگي او يكسان نبوده است.
 
در ابتداء، بشر نمي‌دانست از چه راهي و به چه وسيله‌اي بايد بر طبيعت مسلط شده و آن را شناخت؛ ولي در راه بقاء خود ناچار بود كه‌ آن را بشناسد و بر آن مسلط شود؛ و چون چراغ علم در دست نداشت به خطا مي‌رفت و از "ادراك عاطفي" خود كمك مي‌جست، و مي‌خواست بوسيله‌ي سحر و جادو پيش برود و بدان بوسيله، هم خطرات طبيعت را دفع كند و هم بر آن مسلط شود.
 
بعدها رابطه‌ي بشر ابتدايي با طبيعت، بخاطر رشد و تحولي كه در ذهنش پديد آمده بود تغيير كرد. علل رويداد‌هاي طبيعي را به ماوراءالطبيعه نسبت داد و در جهان‌بيني او دوگانگي و ثنويت پيدا شد و در ميان طبيعت و ماوراءالطبيعه فاصله‌اي عميق قايل گرديد. همچنين پديده‌هاي طبيعي را مطيع و فرع امور ماوراءالطبيعه شمرد و ماوراءالطبيعه را تعيين كننده‌ي سرنوشت خود محسوب كرد.
 
علماء اديان بر اين باورند كه مراحل جهان‌بيني بشر اوليه، بن مايه و مبدع اديان ابتدايي گرديده است[3]، كه هر چند نياز به بحثي تفصيلي دارد اما مي‌توان آنها را به اختصار چنين بر شمرد:
 
الف) آيين نياپرستي: برخي از مردم شناسان و علماء تاريخ اديان، آيين نياپرستي و تقديس ارواح مردگان را مقدمه و آغازين دين و شروع اديان ابتدايي و منشاء توتميسم دانسته‌اند[4]. انسان ابتدايي از مرگ و نيستي سخت هراس داشت و از طرف ديگر در خواب، پدر، برادر و دوستان خود را كه پيش‌تر مرگ آنها را به چشم ديده بود به صورت رويا مي‌ديده است؛ از اين رو چنين تصور كرد كه هر كسي يك نوع جسم نامريي، غير از جسم عادي دارد كه پس از مرگ باقي خواهد ماند كه بعدها آن جسم لطيف و نامريي را "روح" ناميدند.
 
ب) آيين توتميسم: يا آيين تقديس جانداران، يك شيوه‌ي ديني بسيار ابتدايي و قديمي است كه قبايل و عشيره‌هاي توتم‌پرست هر كدام، حيوان يا يك نوع گياه و گاهي يك پديده‌ي بي‌جان طبيعت را تقديس مي‌كنند و نسبت به او در ميان خود وظايفي را بر عهده دارند. آيين توتميسم بواسطه‌ي قوانين متعدد فردي و اجتماعي و تابوها، بيشترين تاثير را در جوامع و ملل و حتي اديان متكامل و توحيدي گذاشته است، بگونه‌اي كه بيشترين قوانين و احكام اديان متكامل و توحيدي متأثر از آيين توتميسم است.
 
ج) آيين آني‌ميسم: يا جان‌گرايي و اعتقاد به اينكه تمامي موجودات اعم از انسان، حيوان، نبات و جماد داراي روح هستند. همچنين علاوه بر ارواحي كه در موجودات است، تعداد بسياري از ارواح آزاد مانند "اجانين" و "شياطين" در چشمه‌ها، رودخانه‌ها، كوه‌ها، غارها و جنگلها سرگردان و متمركز هستند. اصول آيين آني‌ميسم را مي‌توان بطور مختصر در سه بخش تعريف كرد؛ اول: اعتقاد به "روح"؛ دوم: اعتقاد به "مانا"؛ و سوم: اعتقاد به "سحر و جادوگري". البته دو اصل اخير يعني اعتقاد به مانا و سحر و جادوگري از فروع اصل اول هستند.
 
د) فتي‌شيسم: شيوه‌اي از عقيده و پرستش ابتدايي است كه در آن پاره‌اي از اشياء بي‌جان و موضوعات، به علت "سعد و نحس" و "خوش يمن" و "بد يمن" بودن، افسون آميز و داري نيرويي جادويي تلقي مي‌گردند كه مي‌توانند در مشكلات زندگي كمك كنند، از اين رو آن اشياء را هميشه به همراه خود نگه مي‌دارند و مورد احترام و تقديس قرار مي‌دهند. "تيلور" فتيش‌ها را وسايل و آلات سحر جادوگري مي‌شمارد، يعني آنها اولا باطل السحرند و ثانيا خودشان ابزار سحر براي غلبه بر دشمن و رفع خطرات و مشكلات هستند.[5]
 
با ظهور اديان توحيدي هرچند اينگونه آيين‌هاي ابتدايي به ظاهر منسوخ شد اما به مرور زمان بسياري از آن معتقدات در بدنه‌ي افكار و عقايد اديان توحيدي در قالب احاديث و روايات جاي گرفت، بگونه‌اي كه امروزه به عنوان جزيي از باورهاي ديني و مذهبي آنها قرار گرفته است.
 
اگر از تاثيرات آيين‌هاي ابتدايي در اديان زرتشتي، يهوديت و مسيحيت بگذريم، آثاري كه عقايد و افكار اديان ابتدايي در اسلام بجاي گذاشته است -و امروزه با كمي دقت آن آثار در ميان مذاهب مختلف اسلامي مشاهده مي‌شود- را مي‌توان بطور مختصر برشمرد. هرچند كه بايد اين نكته را نيز مدنظر قرار داد كه بسياري از آن عقايد با واسطه از اديان زرتشتي، يهوديت و مسيحيت وارد عقايد مذاهب اسلامي شده‌اند.
 
آثار آيين "نياپرستي" در اسلام
 
معمول‌ترين اثر آن آيين ابتدايي "مرده پرستي" است؛ و بطور كلي مي‌توان گفت بعضي تشريفات و آيين زيارت قبور پدران و اجداد و مقدسين، همراه با بعضي تشريفات و آداب؛ و اعتقاد به اينكه در بعضي از شبها ارواح مردگان به خانه‌ي بازماندگان خود مي‌آيند و بدان جهت بايد در آن شبها‌ي مقدس –مانند شبهاي جمعه- زندگان براي آنها خيرات و احسان كنند تا آنها خشنود و راضي برگردند، همه از آثار و بقاياي آيين ابتدايي نياپرستي است. اين در حالي است كه در قرآن كريم نه تنها چنان دستوراتي در خصوص تعظيم و تكريم قبور اموات نداده، بلكه به صراحت چنان عملي را از اثرات افزون‌طلبي و فخرفروشي بر شمرده است.[6]
 
آثار آيين "توتميسم" اسلام
 
تاثيرات آيين توتميسم در اديان متكامل و توحيدي بسيار زياد است. بيشتر آداب و مناسك و اكثر قوانين تابويي –حرام و حلالها- برگرفته از توتميسم مي‌باشد كه نمي‌توان به تمامي آنها در اين مختصر اشاره كرد و چون ذكر احكام تابويي نياز به بحث و بررسي اصولي و فقهي مفصلي دارد، از اين بخش چشم‌پوشي مي‌كنيم و تنها به چند مورد از آثار اعتقادي آن مي‌پردازيم.[7]
 
1-   عقيده به تقديس و تكريم برخي درختان كهنسال كه غالبا مقدس و نظر كرده و مشكل‌گشا شمرده مي‌شوند و زائران و مريدان به آنها دخيل مي‌بندند و از آنها شفاي بيمار و حل مشكلات خود را مي‌خواهند -مانند درخت كهنسالي كه در صحن امامزاده يحيي در تهران است- تماما برگرفته از تفكر توتميسم است. استاد دكتر محبي مي‌گويد:«در شهرهاي ايران نمونه‌هاي بسياري از عقيده‌ي مردم به توتم گياهي مشاهده مي‌شود، مثلا در زرآباد قزوين درخت چناري در كنار مزار امامزاده‌اي قرار دارد؛ معروف است هر ساله روز عاشورا از آن درخت خون يا خونابه جاري مي‌شود. سيد محمدعلي گلريز در كتاب خود "مينو دريا، باب الجنته قزوين" شرحي درباره‌ي اين چنار نوشته و عكس آن را در صفحه‌ي 669 آن كتاب چاپ كرده است. در ايران توتم‌هاي گياهي مانند درخت سرو و گل سرخ، اسپند و ريواس بسيار است كه ذكر آن در اين مختصر نمي‌گنجد».[8] بايد توجه داشت كه چنين توتمي در عربستان دوران جاهليت نيز وجود داشته كه مانند اين درختان مورد تقديس قرار مي‌گرفت، و به عنوان يكي از بت‌هاي عربستان پرستش مي‌شد كه پس از گسترش اسلام، پيامبر(ص) دستور به قطع آن درخت داد كه به بت "عزي" معروف بود.[9]
2-   راه انداختن دسته‌ها و گروه‌ها به منظور تعظيم و تذكير فرد يا اشخاصي در كوچه‌ها و خيابانها، با انجام برخي اعمال و حمل آلات و اشياء خاص، مانند دسته‌هاي راهپيمايي در ميان مسيحيان كاتوليك در روز به صليب كشيده شدن حضرت مسيح(ص) يا دسته‌هاي عزاداري شيعيان اماميه در دهه‌ي محرم؛ كه برگرفته شده از مراسم توتم‌كشي است.
3-   محفوظ نگاه داشتن موي‌ سر و ناخن پس از گرفته شدن نيز از آثار توتميسم مي‌باشد. روايات مجعول بسياري از سوي پيامبر مكرم اسلام(ص) و ائمه(ع) در اين خصوص نقل شده كه گفته‌اند: موي سر، ناخن و دندان را پس از گرفته شدن در جايي محفوظ دفن كنيد.[10]
4-   بيرون بردن آثار متوفي، مانند لباس و كفش و ... از خانه‌ي بازماندگان و دادن آنها به ديگران. اين رسم هنوز در ميان بسياري از مردم رواج دارد.
5-   عمل خالكوبي روي بدن نيز از آثار بجاي ملنده توتميسم است كه هر چند امروزه ديگر جنبه‌ي مذهبي ندارد و شكلي آرايشي بخود گرفته، اما ريشه تفكري آن بسيار با انديشه‌ي توتم‌پرستان مطابقت مي‌كند؛ به اين عنوان كه توتم‌پرستان براي ابراز علاقه و يكي شدن با توتم خويش تصوير او را بر روي بدن خود خالكوبي مي‌كردند تا بدان وسيله موجب تقرب بيشتر با توتم شده محبت و قدرت او را بسوي خود جلب نمايند و از آن بهره ببرند.
6-   تنزيه‌گرايي و تقديس شخصيتهاي برجسته‌ي مذهبي و سياسي نيز از آثار توتميسم است. در آيين توتميسم، بعضي اشخاص برجسته‌ي قبيله كه از نظر مذهبي و سياسي داراي درجات عالي هستند، مانند رئيس قبيله، افراد خاندان او؛ و كاهن و جادوگر قبيله -در نظر انسان ابتدايي و بدوي- بواسطه‌ي تقدسشان تابو محسوب مي‌شدند. زيرا نظركرده و مورد حمايت كامل توتم قبيله بودند. بعدها كه بشر ابتدايي به نيروي "مانا" عقيده‌مند شد؛ اين نظركردگي و حمايت، از سوي نيروي "مانا" تعريف گشت كه نه‌تنها باعث مقدس نمودن آن اشخاص مي‌شد، بلكه آنان را نيز جامع تمام كمالات و علوم مي‌ساخت.  "فره ايزدي" در عقيده‌ي ايرانيان باستان، صورت تكامل يافته‌ي همان عقيده‌ي نظركردگي و مؤيد بودن از سوي نيروي "مانا" است كه حكمراني‌ي فرمانروايان را مشروعيت مي‌بخشيد و آنان را صاحب كمالات و علوم مي‌گردانيد. چنانكه در شاهنامه فردوسي مشاهده مي‌شود كه پادشاهان بواسطه‌ي "فره ايزدي" است كه: اولا، مشرعيت حكومتشان مشخص مي‌شود، مانند داستان "داراب"يا داستان "جمشيد" كه پس از خودبيني و غروري كه در او ايجاد شده بود، "فره ايزدي" از او سلب گرديد و مشروعيتش از بين رفت؛ و دوما بجهت علم نامتنهايي كه كسب مي‌كنند، صاحب كشفيات و اختراعات مي‌باشند؛ چنانكه در شاهنامه مشاهده مي‌كنيم "هوشنگ" آهن را از سنگ استخراج نمود، آتش را پيدا كرد و بسياري از مشاغل و هنرها و رسوم و كسب و كار را ابداع نمود؛ "تهمورث" نوشتن خط، پشم رشتن، پارچه بافتن، اهلي كردن جانوران و مرغان را آغاز كرد و به ديگران آموخت؛ و همچنين هنرهايي كه "جمشيد" به مردم ياد داد عبارت بود از ساختمان عمارت و ايوانها، كاخ‌ها، گرمابه‌ها، ساختن كشتي و تعليم كشتي‌راني واستخراج گوهر و سنگهاي قيمتي از دل كوه.  از اين روست كه در تصويرسازي پادشاهان، سر آنان چون خورشيد مي‌درخشد كه تجسمي است از "فره ايزدي" و نشاني است از "تاج حكمراني" كه از سوي خداوند به آنها اعطا گرديده است. اين تفكر بعدها در تصوير سازيهاي مذهبي نيز وارد شد كه پيامبران(ص) و شخصيتهاي مذهبي را با هاله‌اي از نور به تصوير مي‌كشند، و آنان را جامع تمام علوم مي‌شمارند. اين در حالي است كه قرآن نه‌تنها هيچ اشاره‌اي به چنين نورانيتي در مورد پيامبر مكرم اسلام(ص) نكرده و او را جامع تمام علوم بر نشمرده است؛ بلكه بطور صريح از تنزيه‌تراشي نيز منع نموده است.[11]
 
آثار آني‌ميسم در اسلام
 
اعتقاد به "روح مجرد"، "قالب مثالي"، "عالم برزخ"، "احضار ارواح"، داشتن "چشم و گوش برزخي"؛ وجود "اجانين" و تقسيم‌بندي آنها به مسلمان و كافر، "جن‌زدگي" و "جي‌گيري"؛ و بسياري ديگر از اين دست عقايد، برگرفته از آيين آني‌ميسم است. در صورتي كه قرآن به چنين چيزهايي معتقد نيست.
كلمه‌ي "روح" كه در قرآن حدود 23 بار بيان شده -با توجه به مفهوم جمله- به 5 معني است. 1- به معني "جبرائيل" يا "واسطه‌ي وحي الهي" يا "مامور خدا". 2- "وحي"، "پيغام الهي" و "حكم و فرمان خدا". 3- "محبت" و "رحمت". 4- "قرآن" و 5- "قانون حيات".[12]
كلمه‌ي "جن" نيز در قرآن به مفهوم موجوداتي غير انساني نيست و –با توجه به مفهوم جمله- به معاني: 1- "افراد گمنام و منزوي". 2- "افرادي كه غايبند و جلوي چشم نمي‌باشند"؛ و 3- به معناي "جماعت مردم" است.[13]
همچنين اعتقاد بوجود "شياطين" كه شب و روز در كار و فعاليت هستند و قدرتي نامحدود و خداگونه دارند تا انسانها را وسوسه نمايند كه مثلا مرتكب گناه شوند يا شراب بنوشند و يا آنكه در اقامه‌ي نماز و گرفتن روزه و .... سهل‌انگاري كنند نيز برگرفته از آيين آني‌ميسم است. قرآن كريم به چنين موجوداتي معتقد نيست و اگر از شيطان نام برده، در اكثر آيات منظور، آن "ابليس" معروف نيست كه از درگاه خداوند رانده شده است؛ بلكه در بيشتر آيات قرآن كريم، كلمه‌ي "شيطان" به مفهوم صفت مشبهه بكار رفته كه به معناي: 1- "نفس انسان". 2- "افرادي كه مغضوب الهي هستند" و 3- "مولد بيمار"(ميكروب) مي‌باشد. در برخي از آيات نيز "شيطان" به عنوان "صفت" براي "ابليس" بكار رفته.[14] اساسا "ابليس" از نظر قرآن كريم؛ اولا: مخلوق است و مخلوق محصور در محدوديت‌هاست، و اگر قادر باشد در آن‌واحد ميليون‌ها انسان را در قاره‌هاي مختلف وسوسه كند، ديگر مخلوق نيست و خود نوعي خداست. شايد امروزه اين تفكر بيشتر از آنجا ناشي مي‌شود كه ما انسانها سعي داريم مسئوليت خطاها و تمايلات نفساني خود را به گردن ديگري بيندازيم تا خويش را تبرئه كنيم. دوما: آنچه كه از قرآن كريم برداشت مي‌شود "ابليس" تنها يك فرد بوده كه از درگاه الهي رانده شده، و داراي قوم و ايل و طايفه‌اي نبوده است؛ لذا وقتي آن اشكال وارد مي‌شود؛ كه يك فرد مخلوق و محصور در محدوديت‌ها، چگونه مي‌تواند ميليون‌ها انسان را در اقصا نقاط دنيا وسوسه نمايد؟ ناچار مي‌بايست جهت رفع اشكال، براي "ابليس" ايل و طايفه و فرزند خلق كرد. البته ابليس دوستان و همكاراني دارد كه در حقيقت خود ما انسانها هستيم كه با خرافه‌پردازي‌ها و موهم‌سازي‌ها، ديگران را از تعقل و تفكر صحيح دور مي‌سازيم.
 
همچنين عقيده به "مقدس" يا "ملعون" بودن برخي مكانها به سبب هيبت يا رمزآلودگي‌شان مانند كوه‌ها، رودخانه‌ها، دشتها و ستارگان و كرات آسماني كه در ابتداء محل زندگي ارواح و اجانين قلمداد مي‌گرديده و در صورت متكاملش، محل استقرار خدايان شده است نيز از آثار بجا مانده از آني‌ميسم است. رود گنگ در هند و نيل در مصر يا كوه‌هاي هيماليا و صهيون در اسرائيل، و كوه خضر در شهر قم از معروفترين آن مكانها مي‌باشد كه هر چند تقدس‌شان علت و تعابير امروزي به خود گرفته‌ اما مبنا و ماخذ اصلي‌شان از تفكر ابتدايي آني‌مسيم مي‌باشد.
 
آثار فتي‌شيسم در اسلام
 
اكثر عقايد و رواياتي كه در باب "خوش يمن" يا "بد يمن" بودن برخي روزها و موجودات؛ يا قايل شدن به اثرات معجزه‌آسا براي برخي از سنگهاي زينتي مانند: "در"، "عقيق"، "فيروزه"، "شرف‌شمس" و... كه در ميان مذاهب اسلامي رواج دارد، تماماً برگرفته از عقايد فتي‌شيسم است. همچنين عقيده به سنگ چشم زخم، مهره‌ي مار، دعانويسي، آينه‌بيني، طالع‌بيني و رمل و اسطرلاب كه متاسفانه امروزه بطور چشمگيري در ميان مردم رواج پيدا كرده، از افكار بجا مانده از فتي‌شيسم است.  
 
آنچه كه ذكر شد تنها بخشي از آثار بجاي مانده از افكار و عقايد گذشتگان است كه اگر چه امروزه با تلفيق برخي از آن تصورات، عقايد و افكار تازه‌اي خلق شده و بدانها اضافه گرديده است، اما مي‌توان بخوبي ريشه‌هاي آيين‌هاي ابتدايي را در آنها يافت. مانند ديوار ندبه(=براق) در ميان يهوديان و چاه مسجد جمكران در بين شيعيان اماميه كه تلفيقي از آيين آني‌ميسم، فتي‌شيسم و جادوگري ابتدايي است. مذهبيون يهودي حوائج و خواسته‌هاي خود را بر روي كاغذ مي‌نويسند و در لاي درزهاي ديوار ندبه مي‌گذارند تا خداوند آنها را برآورده كند؛ مشابهه همين عمل را مذهبيون خودمان انجام مي‌دهند و حوائج و خواسته‌هايشان را بر روي كاغذ مي‌نويسند و در چاه جمكران مي‌اندازند؛ كه هيچ يك از آنها نه مبناي ديني دارد و نه عقلي و منطقي.
 
امروزه به بركت "تجربه‌هاي علمي" و اصول "روانشناسي مدرن" باطل بودن بسياري از اينگونه افكار روشن شده و در زمره‌ي خرافات و موهومات قرار گرفته است؛ اما در عين حال هنوز افرادي هستند كه بدين خرافات عقيده‌مندند، و دكانداران و متوليان خرافات نيز تا حد امكان براي نگاه داشتن عقيده‌مندان، تمام كوشش خود را بكار مي‌بندند؛ به حدي كه سعي مي‌كنند در اثبات درستي آن تصورات از علوم جديد نيز سوءاستفاده نمايند تا آن موهومات و خرافات را به عنوان اموري عقلاني و منطقي جلوه دهند. هر چند در اكثر مواقع با اين توجيه كه عقلانيت بشر محدود و ناقص است، تلاش دارند تا منتقدين را منقاد نمايد. حال معلوم نيست اگر عقل انسان محدود و ناقص مي‌باشد چرا خداوندي كه اين بشر ناقص‌العقل! را خلق كرده، بيش از 22 بار در قرآنش توصيه به تعقل كردن يا گله از تعقل نكردن بشر نموده است؟!.
 
در واقع انسان ناقص‌العقل نيست بلكه ناقص‌العلم است؛ و اين جهالت و عدم دانش اوست كه موهومات و خرافات را مي‌آفريند، كه حجابي بر روي عقل مي‌افكند، تعقل را فلج مي‌كند و عصبيت را تقويت مي‌نمايد. امروزه جهالت بشر به بركت تلاشها، كوششها و تجربه‌هاي علمي، كمتر از نياكان خود، و بيشتر از نسلهاي آينده‌اش مي‌باشد. بشر امروزي ديگر مانند اسلاف خويش به بسياري از اتفاقات طبيعي با ديدگاهي افسانه‌گونه نمي‌نگرد و براي هر موضوعي -به حسب پيشرفت دانشش- دلايل و براهين علمي اقامه مي‌كند؛ و همچنان در كشف مجهولات جهان هستي مي‌كوشد. امروزه اگر فردي به ناگاه عضلاتش منقبض گردد، زمين بخورد و به رعشه بيفتد، ديگر كسي او را جن‌زده نمي‌پندارد تا چاقويي درآورد و به دورش خطي بكشد؛ بلكه مي‌داند او داري بيماري صرع است.
 
نياكان ما بخاطر جهل و محدوديت علم‌شان نسبت به محيط و وقايع طبيعي پيرامون خويش، دچار توهومات و خرافاتي شدند تا خود را از گزند بلاها مصون نگاه دارند؛ و آن توهومات و خرافات به مرور وارد اديان توحيدي شد و به اسم انبياء(ص) و اولياء(ع)، در بدنه‌ي اعتقادي آنها جاي گرفت. به مقداري كه علم بشر افزايش يافت خرافات و موهومات كمرنگ شد؛ و اين نقطه‌ي آغازي گرديد در تقابل اهل دين و علم.
 
شايد بتوان با قاطعيت گفت كه اصلي‌ترين وظيفه‌ي انبياء(ص) مبارزه با خرافات و موهومات و جهالتها؛ و برقراري جامعه‌اي عقل‌محور بوده است؛ اين در حالي است كه دكانداران و متوليان خرافات و موهومات، به هر لطايف‌الحيلي سعي دارند تا در ميان مردمان "ادراك عاطفي"، "عصبيت فكري" و "جهالت علمي" را جايگزين "ادراك عقلي"، "تعامل فكري" و "تجربه‌ي علمي" نمايند؛ و هيچ ابايي در سوءاستفاده كردن از نام پيامبران(ص) و ائمه(ع) نيز ندارند؛ زيرا در جامعه‌اي "عقل‌محور"، "دانش‌پژوه" و "پرسشگر" مطاعشان خريداري نخواهد شد.
 
پي‌نوشتها
 
1-     مجمع البحرين و مطمع النهرين؛ طريحي تبريزي؛ ماده‌ي خرافه.
2-     همان منبع، ماده‌ي وهم.
3-     شاخه‌هاي زرين، سر جيمز فرايزر، ص 50 تا 54؛ و دين در فرهنگ ابتدايي، ادوارد تيلور؛ ج 2؛ ص 80
4-   برخي مردم‌شناسان به سير تكاملي اديان معتقد نيستند و بر اين باورند كه اديان روند قهقرايي و پس رفت داشته‌اند؛ بدين معنا كه انسان در ابتدا خدا پرست و توحيدمحور بوده و سپس به چند خدايي، مرده‌پرستي و بي‌خدايي گرويده است. اين نظريه در تاريخ اديان به نظريه‌ي "دايناميسم" معروف است كه البته بسياري از مردم‌شناسان و علما اديان اين نظريه را مردود دانسته‌اند.
5-     دين در فرهنگ ابتدايي؛ ادوارد تيلور؛ ج2؛ ص 232
6-     أَلْهَئكُمُ التَّكاَثُر * حَتىَ‏ زُرْتمُ‏ُ الْمَقَابِرَ - افزون‏طلبى و فخر فروشى شما را سرگرم ساخت. تا اينكه به زيارت و ديدار قبرها رفتيد.(تكاثر 1 و2)
7-     بررسي ريشه‌ها و علتهاي عقايد و انديشه‌هاي ديني؛ عبدالحميد معصومي تهراني؛ مبحث توتميسم.
8-     دكتر خدايار محبي، بنياد دين و جامعه‌شناسي، ص 61
9-     الاصنام، هشام بن محمد بن سائب الكلبي؛ شرح بت عزي.
10- حلية المتقين، علامه مجلس، آداب گرفتن ناخن و موي سر. اين كتاب مملو از جعليات و خرافات و موهومات است كه متاسفانه در بين مذهبيون جايگاه خاصي دارد.
11- فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى‏ - خود را نستاید و مقدس نمایی نکنید که خدا بهتر می‌داند چه کسی با تقواتر است. النجم/32
12- شرك بنيانها و صورتها، مبحث آني‌ميسم، عبدالحميد معصومي تهراني، بخش روح.
13- همان منبع، بخش جن.
14- همان منبع، بخش شيطان.
 


کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 19 بهمن ماه ، 1389 توسط admin

 


مرتبط با موضوع :

 وضعیت دگرمذهبان ایرانی  [شنبه، 20 آذر ماه ، 1395]
 برابري ديني  [دوشنبه، 26 مهر ماه ، 1395]
 تأملی بر غقلت‌هايمان  [يكشنبه، 8 آذر ماه ، 1394]
 چرا داعش تا ديروز محارب نبود؟؟  [يكشنبه، 19 بهمن ماه ، 1393]
 ماحصل تقدس‌گرایی؛ انسداد فکری و تروریزم م  [پنجشنبه، 15 آبان ماه ، 1393]
 چرايی حكم ارتداد  [پنجشنبه، 9 دي ماه ، 1389]
 روحانيت مسئول است  [سه شنبه، 16 آذر ماه ، 1389]
 افراط گرايي، سمبل دين؟  [يكشنبه، 21 شهريور ماه ، 1389]
 كج‌فهمي در حكم قصاص  [پنجشنبه، 11 شهريور ماه ، 1389]
 سنگسار؛ بدعتي سخيف  [يكشنبه، 17 مرداد ماه ، 1389]

با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .

امتیاز دهی به مطلب

 
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 5


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

اشتراک گذاري مطلب

 

 

انتخاب ها

 
 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 

 

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

 

mashhadteam.ir