سلسله دروس عبدالحميد معصومي تهراني تحت عنوان: بررسي ريشهها و علتهاي عقايد و انديشههاي ديني
مناسك ايجابي يا واجبات در توتميسم
مناسك ايجابي يا واجبات ديني در آيين توتمپرستي، عبارت از مراسم و اعمالي است كه جنبهي تابويي ندارند، بلكه صرفا جنبهي تفنني و شعائري داشته و منظور از آنها كسب تقدس و تقرب به توتم و اتحاد با آن است.
مهمترين مناسك ايجابي عبارتند از تقديم قرباني، اجراي جشنها و شعائر ديني كه در ضمن آنها ممنوعيتهاي بعضي تابوها مجاز ميشوند.
چنانكه در بعضي از آن جشنها اگر توتم حيوان باشد، آن را ميكشند و از گوشت و خون آن ميخورند؛ و اگر گياه باشد از برگ و ميوهي آن استفاده مي كنند تا بين آنها و توتم، يگانگي و اتحاد حفظ شود. همچنين در برخي از قبايل توتمپرست، در بعضي جشنها، ممنوعيتهاي مربوط به ارتباط جنسي با محارم توتمي جايز ميشود.
در اجراي مراسم اين جشنها و مناسك ايجابي، افراد قبيله، خود را به صورت و هيات توتم خود در ميآورند و حركات، اطوار و صداي اورا اگر حيوان باشد تقليد ميكنند.
آيين تقديم قرباني و مراسم توتمكشي
همانگونه كه در بخش «آيين تقديم قرباني در اديان مختلف» عرض خواهم كرد؛ آيين قربان كردن حيوان براي معبودات و خدايان، از مراسم توتمكشي توتمپرستان سرچشمه گرفته است. در عين حال توتمپرستان علاوه بر كشتن توتم، حيوانات ديگر را نيز در مراسم ديني قرباني ميكنند؛ ولي آن آيين جنبهي تفنني دارد و از لوازم مراسم جشنهاي مقدس ديني است.
رابرت سن اسميت؛ شارح تورات و باستانشناس انگليسي گفته است: شكي نيست كه هر قرباني در آغاز، يك آيين اجتماعي و دسته جمعي بوده است، كه از طرف اعضاء طايفه صورت ميگرفته و كشتن حيوان بطور انفرادي بر فرد حرام بوده است و تنها وقتي كه قبيله مسئوليت اين عمل را به عهده ميگرفته، امري مشروع و موجه شمرده ميشده است. زيرا حيوان و موجود زندهاي كه هيچيك از افراد قبيله نميتوانند در اوقات غير رسمي معدومش كنند، و قرباني كردن آن حرام است، تنها با رضايت و شركت تمام اعضاء قبيله امكان پذير ميگردد. مطابق اين آيين رسمي بايد هر يك از افراد شركت كننده در آيين قرباني، از گوشت حيوان قرباني شده مقداري و سهمي بگيرند و بخورند.
رابرت سن اسميت معتقد بوده است كه منشا چنين قربانيهايي در ميان قبايل ابتدايي، همان توتمكشي بوده است؛ زيرا يك بررسي عميق نشان ميدهد كه اين حيوانات قرباني، كه در ميان قبايل ابتدايي و بعدها مرسوم شد، در آغاز جانوراني مقدس، يعني توتمها بودهاند.
كيفيت قرباني كردن حيوان در ميان قبايل توتمپرست، چنين بوده كه: افراد قبيله در مكانهاي مقدس جمع شده و بساط جشنهاي مذهبي را داير ميكنند و پس از انجام مناسك جشن و اجراي رقصهاي مذهبي، كاهن قبيله بعضي سنگهاي مقدس و افسون شده (فيتشها كه در مبحثي جدا بدان خواهم پرداخت) را كپه ميكند و يا يك تخته سنگ را مهيا مينمايد؛ آنگاه پس از انجام كارهاي مقدماتي، حيوان را روي سنگها قرباني ميكند و خون و گوشت آن را ميان اعضاء گروه تقسيم ميكنند و مقداري از خون قرباني را با سنگهاي مقدس ميآميزند و به همراه خود ميبرند.
بزرگترين مناسك ايجابي توتمپرستان، كشتن توتم و خوردن از گوشت و خون توتم است. توتمپرستان چنانكه در آغاز اين بحث عرض شد، معتقدند حيوان و گياهي كه توتم آنهاست، جد نخستين افراد قبيله و منشا نژاد قومي آنهاست؛ از اين رو با اعضاي قبيله همخون است. لذا بايد سالي لااقل يك بار براي كسب نيرو و تبرك، و براي تجديد اتحاد و پيوند خوني، روحي و جسمي خود با او، در ضمن جشني باشكوه مذهبي، فردي از نوع توتم خود را اگر حيوان باشد، همراه با تشريفات و مراسم مفصل ميكشند و از گوشت، خون و استخوان آن تغذيه ميكنند؛ و اگر گياه باشد از ميوه و برگ و ساق آن استفاده ميكنند. هدف اصلي از آن كار اين است كه از روح مقدس نياكان خود كه در توتم متمركز است و يا از نيروي «مانا» كه در توتم آكنده ميباشد بهرهمند شوند. چون معتقدند كه جان و روح در گوشت و خون توتم است پس بايد از آن بخورند.
قبايل توتمپرست در استرالياي مركزي در آغاز فصل بهار جشن توتمكشي را به راه مياندازند. اين جشن بزرگ را بنام «اينشي شيوما» ميخوانند. در آن جشن همهي اعضاي قبيله حاضر شده و خود را كاملا به شكل توتم خود در ميآورند و در رقصها و اظهار احساسات خود، حركات و سكنات و صداي او را تقليد و حكايت مي كنند، و سپس توتم بيچاره را ميكشند و در ميان خود، گوشت و خون آن را تقسيم كرده و با ولع تمام ميخورند.
صحنهاي از آن جشن را از قول فرويد نقل ميكنم؛ او نوشته است: «افراد قبيله در يك موقع رسمي با بيرحمي حيوان توتم خود را به قتل ميرسانند و خون و گوشت و استخوان آن را خام خام ميخورند. لباس افراد قبيله چنان است كه آنها را به توتم كه صدا و حركاتش را تقليد ميكنند، شبيه ميسازد. با اين كار ميخواهند يكي بودن خود را با توتم نمايان سازند. پس از انجام توتمكشي براي حيوان مقتول سوگواري ميكنند و بر فوت او افسوس ميخورند و ناله ميكنند. اين كارها را براي بركنار داشتن جامعه از قتل توتم و عذرخواهي و به عنوان كفاره انجام ميدهند. ليكن به دنبال اين سوگواري، پر سروصداترين و پرنشاطترين جشنها همراه با برداشتن لگام از تمام غرايز و مجاز و شرعي و حتي اجباري و نقض رسمي حرمت و تابو است؛ افراطكاري و آزادي افراد در آن موقع جزيي از ذات و ماهيت جشن است و حالت نشاط و وجد، ناشي از مجاز شدن هر عملي است كه در مواقع عادي ممنوع و حرام است».
چنانكه عرض كردم، خوردن از گوشت و خون توتم حيواني و استفاده از ميوه و برگ توتم گياهي، براي لذت بردن و تمتع جسمي نيست، بلكه براي اتحاد با روح مقدس توتم و كسب نيروي ماناست كه در وجود توتم متمركز است انجام ميشود، تا مدت يك سال زندگي آنها پربركت و تنشان سالم و جامعهي آنها موفق و نيرومند شود.
اساطير مربوط به توتمها
بشر ابتدايي همهي اعمال و عقايد و افكارش را با اساطير و افسانهها توجيه و تفسير ميكرد. بنابراين موضوع «ميتولوژي» جهانبيني و فلسفهي تاريخ انسان ابتدايي را در اديان بدوي تشكيل ميدهد. چنانكه در مبحث آنيميسم عرض كردم، طرز تفكر و جهانبيني انسان ابتدايي، مانند طرز تفكر كودكان است. همانطور كه كودكان كنوني افسانهگرا هستند و آن را بر هرگونه حوادث تاريخي و مطالب علمي و استدلالي مقدم ميدارند، و در عالم خيال و روياها و اوهام بسر ميبرند؛ بشر ابتدايي و قبايل توتم پرست هم همان حال را دارند. يعني اگر از يك توتمپرست بپرسيد كه چرا يك حيوان را منشا خود قرار داده و آن را تقديس ميكند؟ پاسخ شما را با افسانهها و اسطورهها ميدهد.
جان ناس ميگويد:«اساطير ممكن است از آنجا تكوين يافته باشد كه در يكي از روزهاي اوايل، از شخصي كه داراي قوهي تصور نيرومندي بوده سوالاتي به عمل آمده است از اين قبيل كه: جهان را كي ساخت؟ آدم اولي از كجا آمد؟ چرا خرس دم ندارد؟ و چرا مار پا ندارد؟ پس آن مرد متفكر اوليه از قوهي تصوريه، يا از خواب و خيال خويش پاسخهايي براي آن سوالات تراشيده است. اين قصه سرايان و افسانهسازان اوليه، هرچند سادهلوح و سطحي بودهاند، ولي به نظر ميرسد كه آنها خود را در يك نوع كار فكري عملي سرگرم ميكردهاند. اسطورهها تجسم احساساتي هستند كه ندانسته بعضي افراد براي تقليل و يا اعتراض بر امور نامطلوب و غيرعادلانه كه در سازمانهاي قبيلهي خود مشاهده ميكنند، بيان مينمايند و از اين حيث، اسطورهها راز و رموز و كنايات پرمغز و بامعنا ميباشند كه چون آنها را كرارا نقل ميكنند يك نوع آرامش فكري در ذهن آنها ايجاد ميكند».
اين عقيدهي جان ناس را كاملا نميتوان پذيرفت، كه همهي اساطير كهن زاييدهي اوهام و خيال انسان اوليه باشند. زيرا بعضي داستانها و اسطورهها اشاره به برخي حوادث طبيعي دارند و حقيقي ميباشند مانند داستان طوفان و غيره كه در زمان خود بدان خواهم پرداخت.
به هر روي قبايل توتم پرست در اجراي جشنهاي ديني، اساطيري مربوط به قهرمانان قبيله و اجداد طايفه را با سرودهايي ميخوانند و با هيجان جزئيات آنها را براي شنوندگان نقل و تكرار و تفسير ميكنند، و بخصوص افسانههايي كه منشا آنها را با توتمهاي خود توجيه ميكنند، تعريف و توصيف مينمايند؛ كه مثلا در آغاز يك روح آسماني نازل شده و در قالب توتم و قهرمان قبيلهي آنها حلول كرده است. توتمپرستان آن زمان را، يعني وقتي كه روح اجداد از آسمان نازل شده و در قالب توتم حلول نموده به نام «زمان رويايي»(Dreamtime) ميخوانند كه منظور از آن شايد عالم خيال و رويا و يا جهان روحاني باشد.
عقايد كلامي توتمپرستان در همين اساطير گنجانده شده است. مطابق اينگونه عقايد اسطورهاي، بعضي توتمپرستان استراليا معتقدند كه جسم انسان داراي يك موجود باطني است كه همان روح باشد؛ بعضي قبايل زنان را فاقد چنين روحي ميپندارند. دربارهي تولد كودك نيز معتقدند روح يكي از اجداد قبيله در جسم جنين در شكم مادر حلول ميكند و بچهاي بوجود ميآيد. روح اجداد قبيله در جسم توتم متمركز است از اين رو كودك نوزاد روح خود را از وجود توتم دريافت ميكند.
ابتداي مبحث تابوها
ابتداي مبحث توتميسم
کلمات کليدي : |