منوی سایت

 

 

سخن ديگران

   

گالري آثار هنري

 

 

ورود به سایت

 
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

نرم‌افــزار

 

 
مبحث توتميسم(بخش سوم)
 

سلسله دروس عبدالحميد معصومي تهراني تحت عنوان: بررسي ريشه‌ها و علت‌هاي عقايد و انديشه‌هاي ديني

 

همانگونه که پیشتر عرض کردم یکی از توتم‌های ایرانیان باستان «شیر» بوده است. ضمن اینکه شیر در میان ایرانیان قدیم، علامت پرچم ایران و نشان جامعه‌ی سیاسی و نظامی و مظهر نیرومندی بوده است.



در شاهنامه‌ی فردوسی هم می‌بینیم که روی پرچم «گودرز» پهلوان، شیر نقش شده بود:

 

بپرسید کان سرخ پرده سرای          سواری بسی گردش اندر بپای

یکی شیر پیکر درفش بنفش            درفشان گهر در میان درفش

چنین گفت کان فر آزادگان             سپهدار گودرز کشوادگان

 

غیر از این نیز همانگونه که عرض شد شیر بعدها به عنوان توتم محافظ تاج و تخت پادشاهی شمرده می‌شده. این امر در داستان بهرام گور در شاهنامه هویداست؛ آنجا که بهرام در آغاز سلطنتش تاج را از میان دو شیر بدست می‌آورد، خود حاکی از این معنا است که شیر در فرهنگ قدیم ایرانی، محافظ تاج و تخت شاهی است. اما در واقع شیر در میان توتم‌های متعدد که مورد عقیده‌ی ایرانیان بوده دارای اهمیت بیشتری می‌بود. زیرا این توتم بیش از هر چیز بیانگر هویت قومی و نژادی و ملی ایرانیان به شمار می‌رفته. چنانکه در ادامه عرض خواهم کرد توتم سلطنتی چیز دیگر بوده و آن عقیده کم و بیش تا به امروز نیز امتداد دارد.

 

در اینجا لازم می‌دانم که یک حاشیه‌ی کوچک، خارج از بحث بزنم. در این چند سال اخیر افراد مختلفی صحبت از بی‌هویتی جامعه ایرانی کرده‌اند. این موضوع را بنده در جاهای مختلفی عرض کردم که ایرانی باید هویت خودش را داشته باشد و به هیچ عنوان نمی‌تواند فرهنگ‌های دیگر را به سادگی بپذیرد. در رژیم گذشته هر چند بر افکار و سنن ایرانی اهمیت داده می‌شد اما یک اشکال داشت و آن این بود که فرهنگ غربی بر فرهنگ ایرانی غالب بود. بعد از انقلاب این رویه تغییر کرد و فرهنگ ایرانی بالکل به فراموشی سپرده شد و بعضا بر ضد آن نیز تبلیغ گردید؛ در عوض فرهنگ عربی ترویج شد. حالا یک عده نشسته‌اند و زانوی غم بغل گرفته‌اند که مردم دچار خلإ فرهنگی و بی‌هویتی ملی شده‌اند!. خب نگاه کنید ببینید مشکل کجاست؟ شیر و خورشید نماد طاغوت که نبود؛ بیانگر هویت ملی ایرانیان بود. این را حذف کردید؛ سنتهای ایرانی را به اسم آنکه غیر اسلامیست! مورد بی‌مهری قرار دادید. در صورتی که بسیاری از مناسک و افکار مذهبی که امروزه داریم –و بخشي از آن را در مبحث آني‌ميسم عرض كرده‌ام-  و اگر عمری باقی باشد ما بقي آنها را در طول بحثم با سند و مدرک عرض خواهم کرد؛ اساسا ریشه های ایرانی دارند و اصلا اسلامی و حتی بر گرفته از فرهنگ عربی هم نیستند. اگر سنتها و اندیشه‌های ایرانیان ضد اسلامی است باید همه را دور ریخت!؛ نه آنکه گزینشی کار کرد. بنده منافاتی در ایرانی بودن و مسلمان بودن نمی‌بینم. اما با رفتارهای ناصوابی که به نام اسلام شده است، مردم‌مان امروزه اکثرا نه مسلمان درست و حسابی هستند نه ایرانی‌ی هویت‌دار. شیر و خورشید و یکسری نمادهای دیگر، جزیی از هویت ایرانی است و هیچ ارتباطی به یک نظام حکومتی نداشته و ندارد. اگر می‌خواهید این مردم هویت‌شان را بازیابند، باید به نمادها و ارزشهای ایرانی بازگردید و این منافاتی با مسلمان بودن ندارد.

 

بگذریم و باز گردیم به بحث. از جمله حیواناتی که در بین ایرانیان قدیم توتم و مقدس بوده اسب است. ظاهرا به همین دلیل نام بیشتر شاهان و سرداران قدیم در فرهنگ ایران باستان به نام اسب اضافه شده است. مانند: گشتاسب، ذوطهماسب، لهراسب، ارجاسب و گرشاسب. همچنین در کرده‌ی چهاردهم کتاب خرده اوستا هم از اسب ستایش و تقدیس شده است.

 

اما شاید بیشترین ستایش و تقدیس در فرهنگ ایرانیان قدیم از سگ شده باشد. چنانکه در کتاب وندیداد، در موارد زیادی سگ مورد ستایش و احترام قرار گرفته است و برای کشتن یا آزار رساندن به سگ مجازات‌های سختی پیش‌بینی شده است؛ مانند:«کسی که توله سگی را ضربتی بزند که بی‌هوش شود یا جانش قطع گردد، سزای او پانصد ضربه با سیخ اسب رانی و پانصد ضربه با آلت فرمان‌بری به او زده شود...» (وندیداد، فقره‌ی15). در اکثر ابواب کتاب وندیداد بخصوص سراسر باب چهاردهم از سگ و سگ آبی با احترام و تقدس نام برده شده است. این تقدس بعدها به شکل کنونی آن تبدیل شد که در جای خودش بدان اشاره خواهم کرد که چرا سگ که تا آن حد مورد احترام و تقدس ایرانیان بود، تبدیل به حیوانی نجس گردید. زیرا همانگونه که اشاره خواهم کرد در قرآن نه تنها سگ نجس خوانده نشده بلکه در سوره کهف سگ به عنوان یک نفر از کسانی که در غار به خواب رفته بودند حساب گردیده.

 

غیر از اینهایی که عرض کردم، عقاب یا شاهین بلند پرواز نیز در ایران قدیم مقدس و توتم سلطنتی بوده و روی پرچم دولتی در زمان هخامنشیان منقوش بوده است که مظهر و سنبل اهورامزدا است. همچنین در حجاریهای تخت جمشید که از فروهر شده است دو بال و دم و چنگال عقاب در آن نمودار است؛ که امروزه این نشان فروهر نمادی از دین زرتشت می‌باشد.

 

در ورهرام یشت خرده اوستا، کرده‌ی هفتم، آمده است که: [فرشته] ورهرام برای هفتمین بار در کالبد مرغ شاهین، که با بالهای گشاده به پایین سرازیر می‌شود و تندترین و سبک‌ترین پرندگان است ظاهر شد.

 

در کرده‌ی پانزدهم ورهرام یشت (همان کتاب)، شاهین و عقاب را به نام سیمرغ خوانده است. ظاهرا سیمرغ معروف شاهنامه که موجودی دانا و محافظ پیروان خود می‌باشد از همین قسمت اقتباس شده است.

 

بنابراين بر خلاف كساني كه خيال كرده‌اند «شير» نماد پادشاهي و سلطنت است. عقاب و شاهين، نماد پادشاهي و سلطنت مي‌باشد. كمااينكه آن عقيده و تصور توتمي در ايران قديم، امروزه نيز در گفتارهاي عوام نيز مشاهده مي‌شود، چنانكه مي‌بينيم هر كسي كه به مقام يا منصب و تمكن مالي مي‌رسد، مردم مي‌گويند كه شاهين سعادت، يا هماي سعادت بر شانه‌ي فلاني نشسته است. اين تمثيلات نشان دهنده‌ي آن است كه شاهين و عقاب در انديشه‌ي ايرانيان قديم نمادي از بزرگي و پادشاهي بوده است. زيرا در ايران قديم عقيده بر آن بود كه هماي سعادت و سلطنت بر دوش كسي مي‌نشيند كه پادشاه باشد و براي اين امر نيز داستانهاي مختلفي آورده‌اند مانند داستان داراب يا داريوش كه اطرافيان بر اساس داستاني كه برگرفته از تفكرات توتمي و فيتشيسمي است –ودر جاي خودش بدان خواهم پرداخت- متوجه شدند كه او پادشاه‌شان مي‌باشد.

 

گذشته از اين توتم‌هايي كه عرض كردم، حيوانات يا گياهان و اجسامي نيز در بين قبايل توتم‌پرست وجود داشته كه پليد و بديمن شمرده مي‌شدند كه اين موضوع را در قسمت تابوها‌ي توتميسم عرض خواهم كرد. زيرا نياز به توضيح دارد. از جمله حيواناتي كه در ايران قديم پليد و بديمن بوده‌اند مار، عقرب و خرگوش بوده است كه آنها را منشأ بدي‌ها و مظاهر ديو و سپاه اهريمن مي‌پنداشتند. از گياهان ميراث توتميسم در فرهنگ ايراني، ريواس، اسفند و انجير را مي‌توان ذكر كرد. در اساطير قديم ايراني «ريواس» را منشآ انسان شمرده‌اند و گياه اسفند نيز هنوز هم تقدس خود را حفظ كرده است. چنانكه امروزه مي‌بينيم در مواقع مختلف اعم از جلوگيري از چشم زخم يا در مجالس ترحيم اموات يا مجالس مذهبي دانه‌هاي اسفند را دود مي‌كنند كه تماما برگرفته از تفكر توتمي ايرانيان قديم است.

 

ابتداي مبحث تابوها

ابتداي مبحث توتميسم

 

 

کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 18 شهريور ماه ، 1387 توسط admin

 


مرتبط با موضوع :

 وضعیت دگرمذهبان ایرانی  [شنبه، 20 آذر ماه ، 1395]
 برابري ديني  [دوشنبه، 26 مهر ماه ، 1395]
 تأملی بر غقلت‌هايمان  [يكشنبه، 8 آذر ماه ، 1394]
 چرا داعش تا ديروز محارب نبود؟؟  [يكشنبه، 19 بهمن ماه ، 1393]
 ماحصل تقدس‌گرایی؛ انسداد فکری و تروریزم م  [پنجشنبه، 15 آبان ماه ، 1393]
 مبحث توتميسم(بخش دوم)  [چهارشنبه، 13 شهريور ماه ، 1387]
 مبحث توتميسم(بخش اول)  [يكشنبه، 10 شهريور ماه ، 1387]
 پاسخ به آیة الله العظمی منتظری بخش اول نامه  [چهارشنبه، 9 مرداد ماه ، 1387]
 پاسخ به آیة الله العظمی منتظری بخش دوم نامه  [سه شنبه، 8 مرداد ماه ، 1387]
 سخنان آقاي معصومي تهراني در ديدار جمعي از  [جمعه، 28 تير ماه ، 1387]

با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .

امتیاز دهی به مطلب

 
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

اشتراک گذاري مطلب

 

 

انتخاب ها

 
 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 

 

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

 

mashhadteam.ir