منوی سایت

 

 

سخن ديگران

   

گالري آثار هنري

 

 

ورود به سایت

 
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

نرم‌افــزار

 

 
سخن ديگران: حقوق زنان در دین زرتشتی
 
 رضا مرادی غیاث آبادی
 
و عبارت مبهم حقوق و جایگاه ارزشمند زنان در ایران باستان
عبارت «ایران باستان» مفهومی بسیار وسیع و پر دامنه است. با اینکه آغاز وپایان این دوره را نمی‌توان در زمان خاصی تحدید کرد و تعریف کامل و یکسانیبرای آن وجود ندارد؛ اما با این‌حال «ایران باستان» گستره‌ای چندین هزارساله در طول زمان و گستردگی‌ای میلیون‌ها کیلومتر مربعی در پهنه مکان را دربر می‌گیرد. پهنه‌ای که حتی در یک زمان واحد، قوم‌ها، باورها، شیوه‌هایزندگانی، ادیان و حکومت‌های گوناگونی در آن بودوباش داشته‌اند. دستیابی بهواقعیت‌های تاریخی و آگاهی از شیوه‌های زندگانی و باورهای مردمان با چنینعبارت‌هایی کلی (که گاه نتیجه نهایی آن نیز مثلاً با واژه «ارزشمند» درصورت مسئله می‌آید) ممکن نمی‌شود.
به این ترتیب و برای دستیابی به پاسخی شایسته، در آغاز ناچار و موظفیمکه یا صورت مسئله خود را اصلاح کنیم و آنرا به یک دوره کوچکتری محدود سازیمو یا واژه «ارزشمند» را از آن کنار بگذاریم.
 


بی‌طرفی و واقع‌نگری در کار پژوهشی حکم می‌کند که یک صفت کلی ونتیجه‌گیری نهایی را به گونه یکسان برای همه مردمان یک کشور کهنسال وگسترده و پر تنوع بکار نبریم. این شیوه، علاوه بر دورماندن از دستیابی بهواقعیت‌های تاریخی، موجب ضایع شدن حقوق مردان و زنانی هم می‌شود کهبزرگترین رنج‌ها را از حاکمان مستبد و زورگوی زمان خود تحمل کرده‌اند. نسبتدادن جایگاه و حقوق شایسته و ارزشمند برای همگی زنان ایران باستان، نادیدهانگاشتن و بی‌تفاوتی در برابر رنج‌های عمیق یک جامعه انسانی در دوره‌ایخاص است. این شیوه پژوهشی چه تفاوتی با این دارد که امروزه نیز حاکمانکشورهایی که در آن حقوق انسانی پایمال می‌شود و زنان و مردان و جوانان واندیشمندانش در زندان‌ها و گورستان‌ها و محرومیت‌ها و مصیبت‌ها بسر می‌برندرا جامعه‌ای مبتنی بر حقوق و آزادی‌های بشری بنامند؟
زن ایرانی در دوره هخامنشی و به ویژه در دوره اشکانی (پارتی) تااندازه‌ای به جایگاه‌های شایسته شأن خود دست می‌یابد. هر چند که این جایگاهبه موقعیتی که او دردوران نوسنگی و مس ) حدود ده هزار تا شش هزار سال پیش) داشت، نمی‌رسید. داشتن شخصیت حقوقی ومالی مستقل، حقوق و امتیازهای برابر با مردان و گاه (در امور خاص زنانه)بیشتر از آنان، مدیریت و سرپرستی بنگاه‌های بزرگ کشاورزی و صنعتی،نمونه‌هایی کوتاه از آن است.
اما آیا چنین دستاوردهایی در دین زرتشتی بنیادیافته در دوره ساسانی نیزپایدار می‌ماند؟ منابع دینی زرتشتی و آثار مکتوب پهلوی چه پاسخی برای پرسشما دارند؟ آگاهی‌های موجود در کتاب‌های دینکرد (به ویژه کتاب سوم)، ماتیگانهزار دادِستان، اندرزهای آذرباد مهرسپندان، ارداویراف‌نامه، شایست‌نشایست،وِدیوداد (وندیداد)، روایت امید اشه‌وهیشتان و بسیاری منابع دیگر، وضعیتاسفبار زن ساسانی (و عموماّ مردمان آن زمان) را به روشنی گزارش می‌کنند. وضعیت ناگواری که محصول حاکمیت و قدرت بلامنازع و مهار نشده موبدان دیننوساختهٔ زرتشتی بوده است که خود را نمایندگان تام‌الاختیار خداوند بر رویزمین می‌دانستند و با اتکای به همین مشروعیت و با نام دین و خدا و پیامبر،پیروان تمامی ادیان و مذاهبِ غیر زرتشتی را به نام کافر و فساد کننده برروی زمین کشتند و نیایشگاه‌های آنان را به نفع آتشکده‌های درباری ویرانکردند و سوزاندند.
برای آگاهی بیشتر بنگرید به کتیبه‌های سه‌گانهٔ موبد کرتیر،موبد موبدان عصر ساسانی در نقش رستم، نقش رجب و سرمشهد. این کتیبه بارهابه زبان‌های گوناگون و از جمله به فارسی ترجمه و منتشر شده است. برای آگاهیاز حمله به نیایشگاه آناهیتا در کنگاور و سوزاندن آن به عنوان نمونه‌ای ازبه آتش کشیدن نیایشگاه‌های غیرزرتشتی بنگرید به: کامبخش‌فرد، سیف‌الله،معبد آناهیتا- کاوش‌ها و پژوهش‌های باستان‌شناسی، تهران، ۱۳۷۴، ص ۱۴٫
آسیبی که از خشک‌اندیشی و خشونت‌های آنان به ایران‌زمین رسید، نه تنهاموجب گسست فرهنگی و اجتماعی مردمان ایرانی و ضعف آنان در برابر نیروهایمهاجم بیگانه شد، بلکه بیش از هر چیز به آیین و اندیشه‌های پیامبر ایران،آسیب وارد ساخت.
به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زناناموال و مایملک مرد دانسته می‌شده‌ و بهایی معین داشته‌اند. بهایی کهمعمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود ۲۰۰۰ سکه نقره بوده است. این نکته همچنین از نخستین شواهد پیدایی برده‌داری در ایران عصر ساسانیحکایت می‌کند.
بنگرید به مدخل «برده و برده‌داری» Barda Bardadari در دانشنامه ایرانیکا.
موبدان زرتشتی ساسانی همانند روحانیان بسیاری از ادیان، از دل‌نگرانیعمیقی نسبت به زنان رنج می‌برده‌اند و آنان زنان را عامل اصلی انحراف مرداز وظایف دینی می‌دانسته‌اند. شاید این نگرانی‌ها از آنجا ناشی می‌شده کهزنان در برابر آنان مقاومت و سرسختی بیشتری نشان می‌داده‌اند. در کتابپهلوی «بندهش» چنین گزارش می‌شود که اورمزد از یافتن موجودی دیگر برایانجام زایمان ناتوان بود و از روی ناچاری زن را برای اینکار انتخاب کرد. زنی که حتی خداوند را نیز می‌رنجاند و از تبار «جِـهی» (روسپی/ دختراهریمن) است. به این ترتیب زنان نمی‌توانسته‌اند همچو مردان راهی به سرایاهورامزدا داشته باشند.
بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره چگونگی زنان.
همانگونه که در این کتاب زنان از تبار دیوان شرور دانسته شده‌اند، در «اندرزهای آذرباد مهرسپندان» موبد بزرگ عصر شاپور دوم (که هنوز هم درنیایش‌خوانی‌ها به فروهرش درود فرستاده می‌شود) از بی‌خردی و رازگشایی واعتماد‌ناپذیر بودن زنان سخن رفته است.
آذرباد مهرسپندان، رهام اشه، بخش‌های گوناگون.
متون فقهی زرتشتی، مقررات و دستورهای سختگیرانه فراوانی در باره اعمال وحرکات زنان دارند، بطوریکه زنان حتی در کوچکترین و شخصی‌ترین کارهایروزمره خود حق تصمیم‌گیری نداشته‌اند. آنان به هنگام دشتان ماهانه موظفبوده‌اند تا در جایی زندان‌مانند و دور از همگان به نام «دشتانستان» اقامتکنند و از آن خارج نشوند و نگاهشان به آتش نیفتد. از آنجا که زنان در اینمدت سخت آلوده و خطرناک دانسته می‌شده‌اند، موظف بوده‌اند از ظرف‌هایمخصوصی استفاده کنند و هیچ ارتباطی با دنیای خارج از دشتانستان نداشتهباشند. زنان همچنین موظف بوده‌اند تا پس از پایان دشتان، دویست مور دانه‌کشرا بکشند و خود را با پیشاب (ادرار) گاو نر شستشو دهند (گاه در برابر یکموبد مرد، چون زنان حق موبد شدن نداشته‌اند). چنانچه زنی در این مدت آهنگشوهر خود را می‌کرد، سزایش «مرگ ارزانی/ اعدام» بود.
ماتیگان هزار دادستان، آناهیتا پریخانیان، چاپ ایروان، بهزبان‌های ارمنی، انگلیسی و روسی؛ همچنین بنگرید به بخش‌های گوناگون از متناوستایی «ودیوداد/ وندیداد».
زندانی کردن زنان به هنگام زائیدن طفل مرده نیز رایج بود. در این هنگاممزداپرستانِ زرتشتی می‌باید در جایی بی‌آب و علف، اتاقکی بسازند و زن را بهآنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقک چند جام از آمیخته پیشاب گاو نر باخاکستر را بنوشد در حالیکه تا سه روز حق نوشیدن آب را نداشته است.
وندیداد، در مجموعه اوستا، گزارش جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص ۷۱۳ تا ۷۱۶٫
آذرباد مهرسپندان در اندرزهای خود که تنها خطاب به مردان و نه زنان گفتهشده است، سفارش می‌کند که تا جای ممکن مانع از رفتن زنان خود به بیرون ازخانه شوند. اما چنانچه به ناچار زنان قصد خروج از خانه را داشته‌اند، موظفبوده‌اند با حجاب کامل و پوشش یکدست سر تا پا در انظار همگان ظاهر شوند وچنانچه کمترین آرایش و زیور خود را به دیگران نشان می‌داده‌اند، شایستهجهنم دانسته می‌شده‌اند. البته زنان اشراف در جامعه طبقاتی زرتشتی ساسانیاز این قاعده و بسیاری قواعد دیگر معاف بوده‌اند.
بنگرید به بخش‌های گوناگون از کتاب ارداویراف‌نامه، فیلیپ ژینیو، ترجمه ژاله آموزگار.
زندگی زناشویی زن نیز زیر نفوذ عمیق موبدان بود. دختر موظف بود در سن ۹سالگی با شوهری که برایش انتخاب می‌کرده‌اند، ازدواج کند و اگر به مدتیطولانی از اینکار سرباز می‌زند و زندگی بدون شوهر را ترجیح می‌داد، سزاوارمرگ بود. مجازات مرگ همچنین برای زنی که به قهر شوهر خود را ترک گفته بودنیز در نظر گرفته می‌شد.
شاهنشاهی ساسانی، تورج دریایی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، ص ۱۷۳ تا ۱۷۵٫
زنان می‌باید سه بار در روز در برابر شوهران خود زانو می‌زدند ومی‌پرسیده‌اند که آقایش دوست دارد امروز چه کاری برایش انجام شود. با اینحال، زنان حق تقاضای طلاق و حق تصرف جهیزیه خود را داشته‌اند. اما پس ازطلاق حق گرفتن منافع مترتب بر اموال و جهیزیه خود را نداشته‌اند.
مردان طبقه اشراف می‌توانسته‌اند بدون محدودیت زنان متعدد بگیرند. به هرتعدادی که امکانات مالی نگهداری از آنان را داشته باشند. همچنین مردانمی‌توانسته‌اند تا در صورت فقر و ناتوانی زن خود را بفروشند و یا در صورتناباروری خود، آنان را برای مدتی معین در اختیار مرد دیگری بگذارند و درواقع اجاره دهند (جزئیات این معامله‌ها را در «ماتیگان هزار دادستان»بخوانید). دستوراتی شبیه این در میان ادیان دیگر نیز دیده شده است، اماچنین به نظر می‌آید که مردم از این اجازه منفعت‌طلبانه موبدان استقبالنکرده و خشم آنان را برانگیخته‌اند.
ازدواج با محارم یا «خْـویدودَه» بدون در نظر داشتن رضایت یا نارضایتیزن، به گستردگی تبلیغ می‌شد. بطوریکه گناه مرد لواط‌کار تنها در صورتی پاکمی‌شد که با مادر یا خواهر و یا دختر خود وصلت می‌کرد.
خرده مقالات، بیژن غیبی، چاپ آلمان، ص ۳۵۰٫
با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه وتحریف آن کوشش‌های زیادی می‌شود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آنبسیار فراوان‌تر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند. سراسر بخش مفصل وطولانی هشتادم از کتاب سوم «دینکرد» به بحث در این باره پرداخته و جزئیاتآنرا به دقت بازگو کرده است. جزئیاتی مانند حق‌الارث دختری که در عین حالزن پدر خود نیز هست و موارد دیگر.
دینکرد، کتاب سوم، ترجمه فارسی از فریدون فضیلت؛ ترجمه انگلیسی از م. شکی؛ همچنین در زمینه ازدواج با محارم در دین زرتشتی بنگرید بهگفتاری از جلیل دوستخواه.
نگاره‌های بازمانده از عصر ساسانی نیز از نگاه رایج ساسانیان به زنحکایت می‌کند. در حالیکه نگاره‌های زنان پیش از تاریخ، هخامنشی و اشکانی،با انبوهی از نقش‌های زنانی با شکوه و قدرتمند به دیده می‌آید، برنگاره‌های ساسانی که بر جام‌ها و موزائیک‌ها بر جای مانده است، زن تنهاموجودی است که وظیفه خوشگذرانی و بزم و ساز و آواز مردان را بر عهده دارد. پدیده‌ای که شاهنامه فردوسی نیز به آن اشاره دارد و نام‌های زنان در عصرساسانی شاهنامه بر خلاف پیشینیان پر افتخار خود همچو فرانک و گردآفرید ومنیژه، از شمار فراوانی معشوقگان درباری تشکیل شده است. متن پهلوی «خسروقبادان و ریدگی» نیز ویژگی‌های یک زن خوب از دید خسرو را باز می‌گوید. ویژگی‌هایی که در اندام و جاذبه‌های زنانه خلاصه می‌شوند.
متون پهلوی، سعید عریان، ص ۸۲٫
در پایان لازم به یادآوری است که جایگاه زن ساسانی در این نوشتاربهیچوجه به معنای رواج فراگیر آن در تمام دوران ساسانی و در همه سرزمینایران، و نیز نادیده انگاشتن  برخی فرصت‌های برتر زن ساسانی و حقوق او درمقایسه با جوامع دیگر نیست. منظور بیان نمونه‌هایی بود تا در چنینبررسی‌هایی به جوانب دیگر نیز پرداخته شود. اینها شیوه‌های رسمی و غالبدستگاه دینی زرتشتی ساسانی است که بعید است بطور فراگیر در میان همگانمقبولیت یافته باشد و همچنین هیچ نقطه‌ضعفی برای جامعه زرتشتی بشمارنمی‌آید. نگارنده بر این گمان است که زرتشتیان خود بیش از دیگران ازسخت‌گیری‌ها و خشونت‌ها و قوانین فقهی ساختگی موبدان ساسانی آسیب دیده‌اند. قوانین و مقررات که هیچ ارتباطی با زرتشت نداشته و تنها از نام پر آوازهاو برای پیدایی و رواج دینی به نام او سوء‌استفاده کرده بوده‌اند.    ‌
چنانچه این منابع بسیار فراوان را نادیده بگیریم و حقوق و جایگاه زنهخامنشی و اشکانی را با زن ساسانی به یک اندازه بستاییم، نه تنها تحریفتاریخ و دوری از واقعیت‌های تاریخی، که نادیده انگاشتن کوشش‌ هخامنشیان واشکانیان (پارتیان) برای دستیابی به جامعه‌ای برتر، و نیز پایمال کردنرنج‌ها و مصائب زن زرتشتی ساسانی است. انسانی دانستن حکومت و روحانیانی کهخود را نماینده خدا بر روی زمین می‌دانسته‌اند و رفتار غیر انسانی‌اشانموجب تباهی و آسیب به فرهنگ و تمدن و هنجارهای زندگانی مردمان شده است،ظلمی بزرگ در حق رنج‌کشیدگان است.
در پایان یادآور می‌شوم که این دین در زمان ایجاد خود در اوایل عصرساسانی، «بهدینی» خوانده می شده است؛ اما در سدهٔ گذشته نام دین زرتشتی رابر آن نهاده‌اند. با این حال زرتشتیان سنتی کماکان همکیشان خود را با نام «گاوارونی/ گابارونی» (منسوب به «گبر») خطاب می‌کنند. این دین ارتباطی باشخص زرتشت ندارد.
 


کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1391 توسط admin

 


مرتبط با موضوع :

 گفتگو با آیت‌الله سید حسین صدر  [يكشنبه، 4 خرداد ماه ، 1393]
 زن را بزن!  [پنجشنبه، 26 دي ماه ، 1392]
 از پیامبران بدون اجرت  [يكشنبه، 3 آذر ماه ، 1392]
 پسرخواندگی قبائل قریش  [چهارشنبه، 1 آبان ماه ، 1392]
 نقدی بر قانون مجازات اسلامی (2)  [چهارشنبه، 6 شهريور ماه ، 1392]
 از مسیحیت یوسف‌ندرخانی تا اسلام علی  [شنبه، 6 اسفند ماه ، 1390]
 پیامبر در آیات قرآن  [شنبه، 10 دي ماه ، 1390]
 تراژدی کودکانه  [پنجشنبه، 8 دي ماه ، 1390]
 بازخوانی پوشش زنان  [شنبه، 9 مهر ماه ، 1390]
 آشنایی ایرانیان با اسلام  [جمعه، 20 خرداد ماه ، 1390]

با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .

امتیاز دهی به مطلب

 
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 4


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

اشتراک گذاري مطلب

 

 

انتخاب ها

 
 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 

 

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

 

mashhadteam.ir